شنبه, 30 ارديبهشت 1391  -  Sat, 19 May 2012
صفحه نخست گفتگو و یادداشت گفتگو و یادداشت تحمل‌اجتماعی‌و ظهور‌علم‌امام صادق(ع):استاد میرباقری
سایت رهبر معظم انقلاب
  PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه 27 بهمن 1390 ساعت 11:25
alt
در گفتگو با حجة الاسلام والمسلمین میرباقری بررسی شد؛
تحمل اجتماعی و ظهور علم امام صادق(ع)

گفتگو با سمت  وسویی متفاوت و روزآمد با استاد سید محمد مهدی میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم که از نظریه پردازان در باب نسبت بین علم و دین می باشند از نظرتان می گذرد.alt

در حدیثی از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است: دانش 27 حرف یا شعبه و شاخه است، تمام آنچه پیامبران براى بشریت آورده اند 2 حرف بیش نبود و مردم نیز بیش از آن 2 حرف را نشناختند، اما هنگامی که قائم قیام کند 25 حرف دیگر را آشکار ساخته و در پرتو خورشید وجودش در میان مردم منتشر مى سازد و آن دو حرف را نیز بدان ضمیمه ساخته تا همه علوم کامل و منتشر شود. این حدیث چگونه تفسیر می شود؟

 امام صادق (ع) نیز همچون سایر معصومین (ع) حامل علم الهی هستند و علم الهی یعنی کتاب خدای متعال. همه این کتاب در محضر امام صادق(ع) است و لقاء ما با علم الهی از طریق امام صادق(ع) واقع می شود و حقایقی که از امام صادق(ع) تجلی پیدا کرده، به اندازه تحمل اجتماعی نازل شده است و اگر هم کسی درک کرده، نگفته است. همانطور که خود ائمه نیز به دلیل نبود تحمل از سوی مردم، علم شان را پنهان می کردند و به این موضوع نیز تصریح داشته اند. چنانچه امام صادق(ع) در حدیثی از پدر بزرگوارشان نقل کرده اند که امام باقر (ع) فرمود: اگر برای  علمی  که  خداوند عزوجل به  من  عطا نموده  است  کسانی  را می یافتم  که  تحمل و استعداد فراگیری آن را داشتند، توحید و اسلام  و ایمان  و دین  و شرایع  را فقط  از کلمۀ «صمد» استخراج می کردم. آن علم در محضر ائمه باقی مانده است
اگر تحمل بود به لقاء علم امام می رسیدیم و آنگاه فرق میان علم و جهل را به درستی درک می کردیم. این است که فرمودند از 27 حرف علم، 25 حرف برای زمان ظهور است. ان شاء الله حضرت که ظهور کنند ابتدا عقول را کامل می کنند و ظرفیت ها به حد اعلای خود می رسد و حجاب ها کنار می رود تا علم کامل ظاهر شود. به بیان دیگر؛ تحمل اجتماعی برای علم امام واقع می شود و جامعه به حیات طیبه می رسد. در واقع درجات حیات تابع برخورداری از علم امام است و اگر امام صادق (ع) لطف کردند و مراتبی از علم خود را تنزل دادند، در واقع حیات طیبه را تجلی کردند. مخلص کلام این که، «ماء معین» و «آب حیات» همان علم امام است که ظهور اجتماعی آن در ظهور و رجعت خواهد بود.

شما فرمودید که تحمل اجتماعی برای دریافت علم امام وجود ندارد. اما قطعا این بدان معنا نیست که دست روی دست بگذاریم تا آن تحمل ایجاد شود. اگر فردی شخصاً بخواهد در این راستا حرکت کند تا به مرتبه «لقاء با علم امام» برسد، چه باید کند؟

 انسان در تمام عمر خویش، به سوی یک مقصد و در یک مسیر مشخص در حرکت است، چنانچه خداوند در آیات ابتدایی سوره «ملک» می فرماید: این جریان مرگ و زندگی که با آن دست و پنجه نرم می کنیم ابتلاء الهی است، آنچه نتیجه این ابتلا و این رنج است این است که انسان باید به مقامی برسد که «احسن عملا» شود.
در حدیثی نورانی که مرحوم شیخ کلینی(ره) در کتاب «کافی» نقل کرده است، امام صادق (ع) در تفسیر این آیه شریفه می فرمایند: توجه کنید خدای متعال نفرموده است: لیبلوکم ایکم «اکثر» عملاً. درست است که در جای خود روی کثرت عمل هم تأکید شده و یکی از دستوراتی که به ما داده شده «مواظبت بر کثرت عمل» است اما در این آیه شریفه خدای متعال فرموده است: ابتلائات برای این است که ببینیم چه کسی «احسن عملا» و «اخلص عملا» می شود. سپس حضرت توضیح می دهند که «احسن عملا» یعنی اینکه عمل انسان به صواب برسد و به هدف اصابت کند و به مقصد برسد. سپس توضیح می دهند که «اصابه عمل» هنگامی رخ می دهد که از نیت صادقه ناشی شود و کار برای غیر خدای متعال نباشد. یعنی اخلاص در کار باشد. سپس در نهایت حضرت توضیح می دهند که اخلاص در عمل یعنی اصلاح شاکله.
می فرمایند اگر انجام عمل سخت است، سخت تر از آن، ابقاء بر عمل است. گاهی انسان عمل را برای خدای متعالی انجام می دهد اما مبتلا به سُمعه می شود. یعنی علمی را که برای خدای متعال انجام داده است، اما به نحوی آن را برای دیگران بازگو می کند و دوست دارد که دیگران هم متوجه عمل او شوند! این آفت موجب می شود که عمل از اخلاص بیرون رود. باید مراقبت کرد عمل تبدیل به ریا نشود!

مراتب رسیدن به خلوص درونی چیست؟

گاهی انسان عملش برای خداست. یعنی خدای متعال در قلب انسان آمده و او از عقوبت الهی می ترسد. این مقام، مقام توحید است، زیرا انسان تا مشرک است از همه چیز می ترسد جز خدای متعال و به همه چیز رغبت دارد جز صواب خدای متعال! این موحدان هستند که می فهمند که نفع و ضرر آدم در دست خدای متعال است و از خوف و قهر الهی در هراس اند و به صواب الهی چشم دوخته اند. به همین دلیل انجام عمل از خوف الهی، عین توحید است، اما مرتبه کامل توحید و اخلاص نیست. اخلاص این است که جز محبت خدای متعال در وجود انسان نباشد این گروه که محبین نامیده می شوند خالص ترین عمل را انجام می دهند.

در قرآن کریم داریم که خدای متعال می فرماید «نحن اقرب الیه من حبل الورید» پس چگونه است که برای رسیدن به خدایی که از رگ گردن به ما نزدیک تر است باید «سیر الی ا...» داشته باشیم؟

برای رسیدن به این مقام باید یک سفر طولانی معنوی داشته باشیم تا به قرب و نزدیکی خدای متعال راه پیدا کنیم. خدای متعال به ما نزدیک است اما ما اگر بخواهیم جزء مقربین باشیم باید سیر داشته باشیم در این صورت، برنامه ما، سیر به سوی خدای متعال و سیر در مراتب، معرفت اخلاص و محبت الهی است.
از حضرت صادق(ع) سؤال شده است: چرا خداوند از عالم نورانی (عالم ارواح) ما را به دنیا و عالم جسم آورد؟ حضرت فرمود: اگر شما در آن عالم می ماندید و این سیر را نداشتید، مغرور می شدید و به مقام خشوع و تواضع نمی رسیدید.

پس چگونه است که برخی به فقر خودآگاه نیستند و ادعاهای بزرگ دارند؟

اتفاقاً بسیاری از مدعیانی که ادعاهای باطل دارند به همین دلیل است که گاهی خداوند متعال، حقیقت نورانیت روح انسان را به او نشان می دهد و به همین دلیل، فرد فقر خویش را فراموش کرده و طغیان می کند. حضرت صادق(ع) تعبیری دارند به این مضمون که؛ انسان را به این دنیا آورده اند تا او را محتاج و فقیر کنند و او با دیدن این گرفتاری ها به اضطرار خود واقف شود ومغرور نشود.
حضرت سیدالشهدا(ع) در دعای عرفه می فرمایند: «اوقفنی علی مراکز اضطراری». ما اضطرارهای فراوانی داریم و در هر شأنی از شؤون خود مضطر به اسماء حسنی الهی هستیم. به بیان دیگر؛ این دنیا معبری است که انسان به لقاء معصوم و معرفت امام برسد، یعنی این دنیا نقطه تلاقی ما با امام مان است.

آیا این همان عهدی است که در عالم میثاق از ما گرفته شده است؟

بله! قرآن کریم می فرماید: از ما عهد گرفته اند که در صراط مستقیم حرکت کنیم. این صراط مستقیم همان «ولایت و تبعیت از امام معصوم» است. همه رنج های دنیا برای این است که انسان مسیری را طی کند و آرام آرام در درجات معرفت ائمه علیهم السلام سیر پیدا کند تا به مقام معرفت برسد. شاید بتوانیم چنین تعبیر کنیم: همه مسیری که داریم برای «زیارة الامام» است. اصل حرکت ما یعنی آمدن از عالم میثاق به عالم هستی و سپس رفتن به قیامت، برای این است که این سیر اتفاق افتد.

برای اینکه سفر ما در این دنیا به نتیجه و مقصود برسد و پایان سیر ما «معرفت امام» باشد چه لوازمی نیاز است؟

 برای این منظور باید چند گام برداشته شود؛ گام هایی که در زیارات ائمه به خوبی تبیین شده است.
کسی که می خواهد به لقاء امام برسد باید از آلودگی های درونی پاک باشد. همچنین انسان باید به مقام اضطرار برسد. مقام اضطرار نیز همان مقام غریق است که در روایات نیز بدان اشاره شده است. در زیارت امام رضا(ع) آمده است که قبل از خروج از منزل، جلوی در بایستید و این عبارت را بگویید: «بسم ا... و بالله و الی ا... و الی ابن رسول ا... حسبی ا... توکلتُ علی ا... اللهم الیک توجهتُ و الیک قصدتُ و ما عندک اردتُ». در همین عبارت کوتاه 8 نکته مهم نهفته است. باید در همه کارها در مقام «بسم الله» باشیم. بنابراین آغاز سفر معنوی هم باید با بسم ا... همراه باشد، چرا که باید از تعلق دنیا آزاد شد، آنگاه می توان در آینه فقر خود، غنای حضرت حق را دید و این همان «مقام بسم ا...» است. بنابراین گام دوم، استعانت از خدای متعال است و انسان وقتی وارد این میدان می شود، باید به خدا توکل کند و او را برای خود کافی بداند.
یعنی در این سفر، انسان باید راحل باشد نه مسافر! مسافر کسی است که مقصد نهایی اش وطن است اما راحل دیگر باز نمی گردد و مقصد و موطنش پیش روی اوست. عبارت «و ما عندک اردت» نیز یعنی مقصد خدا باشد و اراده انسان به خزائن بی منتهای الهی تعلق گیرد.

منبع: روزنامه قدس

 
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.