[1] - کارشناسی ارشد تاریخ تشیع، سطح سه حوزهی علمیه و پژوهشگر فرهنگستان علوم اسلامی قم
[2] - دانشنامه جهان اسلام، ج6، مدخل «تاریخ/ تاریخ نگاری، بخش اول»، به منظور کسب اطلاعات بیشتر ر.ک: حسن حضرتی، «تأملاتی در چند مفهوم بنیادین دانش تاریخ» سایت اینترنتی:http://hassanhazrati.blogfa.com
[3] - ontology
[4] - epistemological
[5] - مایکل استنفورد، درآمدی بر فلسفه تاریخ، ترجمه احمد گل محمدی، ص421
[6] - علی شریعتی، انسان، مجموعه آثار 24، ص250
[7] - مسعود صادقی، مقدمه «درآمدی بر تاریخ پژوهی» ، مایکل استنفورد، ص2
[8] - ملائیتوانی، علیرضا، مقاله «کند وکاوی در تعریف علم تاریخ و نقد یک نگاه»، نشریهی تاریخ اسلام (دانشگاه باقرالعلوم)، تابستان 1384، شماره 22ص 23
[9] - «در این تعریف برای علم تاریخ سه متغیر در نظر گرفته شده است: انسان، گذشته و وقایع مهمه. به نظر میرسد حذف یا نادیده گرفتن هر کدام از این سه متغیر، تاریخ را از داشتن موضوع و قلمرو مشخص محروم خواهد کرد. متغیر نخست دلالت بر «انسان» دارد؛ چرا که اساسا انسان موضوع علم تاریخ است. از این رو آن جایی که انسان نباشد، تاریخ نیز وجود ندارد. موضوعی که بالاستقلال برای تاریخ مهم است، انسان است. بنابراین علم تاریخ پیرامون «انسان» در گردش است. اگر در تاریخ، کوه طور یا چاه زمزم و یا غار حراء اهمیت یافته، به دلیل وجود ردپای انسان در آن مکانهاست، وگرنه آنها به خودی خود موضوع و محل توجه تاریخ نمیبودند. متغیر دوم دلالت بر «گذشته» دارد؛ چرا که اساسا قلمرو علم تاریخ محدود به زمان گذشته است یعنی در تاریخ تنها از وقایعی گفت و گو میشود که رخ داده و زمانی از آنها گذشته است. علم تاریخ به حال و به آینده تعلق ندارد، بلکه تنها شامل زمان گذشته است. اگر در این علم از زمان حال و آینده گفتوگو شود، در آن صورت به قلمرو فایدهی تاریخ قدم نهادهایم. به عبارت دیگر، فایدهی تاریخ برای زمان حال و آینده است، اما موضوعهای تاریخی تنها در زمان گذشته قابل جستجو هستند... اما متغیر سوم دلالت بر «وقایع مهمه» دارد؛ یعنی هر آن چیزی که در گذشته برای انسان و دربارهی انسان اتفاق افتاده است، جزو تاریخ به شمار نمیآید، بلکه تنها وقایع مهمهای که برای مورخان ارزش ثبت داشته است، جزو تاریخ است. (حسن حضرتی، «اسلام و ایران؛ بررسی تاریخی»،مجموعه مقالات، قم، بوستان کتاب قم، (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، 1382، ص15)
[10] - علی شریعتی، انسان، مجموعه آثار 24، ص251
-[11] مایکل استنفورد، درآمدی بر تاریخ پژوهی، ترجمه دکتر مسعود صادقی، ص191- 192
[12] - همان، ص191
[13] - همان، ص7
[14] - گ.و.هگل، عقل در تاریخ، ترجمه حمید عنایت، ص3
[15] - همان، مقدمه مترجم و ص3- 18
[16]- همان، ص18
[17] - حمید عنایت، عقل در تاریخ، گ.و.هگل، مقدمه مترجم، ص17
[18] - همان، ص26-27
[19]- همان، ص5 ؛ «کتاب «درآمدی بر تاریخ پژوهی» از مایکل استنفورد، به اذعان خود وی تحت مقولهی تاریخنگاری تحلیلی جای میگیرد. پارهای از مسایل مهم و اولیهای که دربارهی تاریخ مطرح میشود از این قرار است : 1. تاریخ چیست؟ (ماهیت تاریخ) 2. تاریخ دربارهی چیست؟ (موضوع تاریخ) 3. تاریخ چگونه عمل میکند؟ (روش تاریخ) 4. ارزش تاریخ چیست؟ (هدف و غایت تاریخ) 5. تاریخ به عنوان یکی از شاخه های دانش، چه ربط و نسبتی با دیگر شاخه های دانش دارد؟«( مایکل استنفورد، درآمدی بر تاریخ پژوهی، ترجمه دکتر مسعود صادقی، ص4)
[20] - فرقی که میان کار محقق تاریخ علمی با کار عالم طبیعی هست اینست که مواد بررسی عالم طبیعی، یک سلسله مواد موجود حاضر عینی است و قهرا بررسیها و تجزیه و تحلیلهای آن همه عینی و تجربی است. اما مواد مورد بررسی مورخ در گذشته وجود داشته و اکنون وجود ندارد، تنها اطلاعاتی از آنها و پروندهای از آنها در اختیار مورخ است. مورخ در قضاوت خود مانند قاضی دادگستری است که بر اساس قرائن و شواهد موجود در پرونده قضاوت میکند نه براساس شهود عینی. از اینرو تحلیل مورخ، تحلیل منطقی و عقلانی است که در لابراتوار عقل با ابزار استدلال و قیاس انجام میدهد نه در لابراتوار خارجی... لذا کار مورخ از این جهت به کار فیلسوف شبیهتر است تا کار عالم طبیعی.(جامعه و تاریخ، ص70)
[21] - مرتضی مطهری، جامعه و تاریخ، ص70
[22] - البته معرفی یونان به عنوان خاستگاه تاریخنگاری ممکن است برخاسته از سیاستی باشد که سعی دارد همهی فضایل علمی را مستند به یونان قدیم کند. برخی از محققان به وجود آثار تاریخی در خاورمیانه امروزی پیش از هرودوت و هومر اشاره دارند: «اما قبل از اینها ما در منطقه بین النهرین و در منطقه عیلام یعنی در همین خاورمیانه امروزی به عظیمترین دستگاههای فکری و نظری برمیخوریم که در باب اجتماع، تاریخ، فتوحات و تلاشهای صورت گرفته در باب فتح و جنگ و آبادانی و...نگاشته شده است. یک نمونه بارز این دستگاهها، الواح گلی مربوط به حماسه گیل گمش در منطقه اکد و بابل است و نمونهی دیگر، الواح کلی کتابخانه آشوربانی پال و یا همان «قانون حمور ابی» است.» (حسینعلی نوذری، گفتوگو دربارهی فلسفه تاریخ، نشریه گزارش گفتوگو، ص8)
[23] - سیدابوالفضل رضوی، جايگاه علم تاريخ در حکمت مشاء، فصلنامه تاريخ اسلام، سال دهم، بهار 1388، شماره 37 ص69
[24] - محمد حسن رجبی، ما و تاریخ نگاری جدید، سوره اندیشه، شماره 48 و 49ص228
[25] - عبدالکریم سروش، تفرج صنع، ص255
[26] - حسینعلی نوذری، گفت و گو در باب فلسفه و تاریخ، نشریه گزارش گفت و گو، شماره7، آذر و دی1382ص7
[27] - عبدالکریم سروش، تفرج صنع، ص256
[28] - چنین دیدگاهی به «تاریخ»، منتسب به فرهنگستان علوم اسلامی قم میباشد که نگارنده از برخی بیانات استاد سید محمد مهدی میرباقری استفاده کرده است، بدیهی است که نقاط ضعف این نوشتار متوجه نگارنده است.
[29] - رضا داوری اردکانی، تمدن و تفکر غربی، «تاریخ چیست؟»، ص51-52
[30] - اصول کافی، ج8، ص242
[31] - مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره
[32] - اصول کافی، ج8، ص242
[33] - مرتضی مطهری، جامعه و تاریخ ، ص77
[34] - کارل یاسپرس، آغاز و انجام تاریخ، ص 345
[35] - همان، ص314