|
صفحه 3 از 12
فرهنگ جامعه، قدرت پاسخگوئي به نيازمنديهاي انقلاب را ندارد
«ما
اين نياز را بخوبي يافته بوديم كه فرهنگ جامعه، قدرت پاسخگوئي به نيازمنديهاي
انقلاب را ندارد؛ نه اينكه افراد، ناشايست باشند بلكه بسياري از متدينين، شيفته
انقلاب بودند ولي محدوديت مفاهيم فرهنگي ايشان اجازه خدمتگزاري لازم را نميداد.
فرهنگ انقلاب، فرهنگي به مراتب توسعهيافتهتر از فرهنگ قبل از انقلاب است چرا كه
ظرفيت ميلها كه همان علاقه به مذهب است ظهور جديتري پيدا كرده است. لذا بايد
مفاهيمي متناسب با اين ظرفيت را ايجاد كرد تا در واقع ظرف اين علاقهها قرار گيرد و
با اين ظرف و ابزار جديد بتوان كارآئيها را منظم نمود و تعاون عملي را در آنها
ايجاد كرد. بارها و بارها در اين مسيري كه تا بدينجا رسيده است تحت فشارهاي مختلف و
شديد قرار ميگرفتيم كه بايد ازتناب كرد. در عين حال افراد بسياري كه بعضا داراي
ذكاوت و نبوغ نيز بودند خود را درگير كارهاي اجرائي كرده و بدلائلي خدمت در اين بخش
از فعاليت را مناسب ميديدند. اما چون ما ميديديم كه اين سنگر خالي مانده است و
ضعف و نقص كاركرد بخش اجرائي نظام، ريشه در فقدان ابزار لازم براي هماهنگسازي
زيربنائي اداره جامعه دارد لذا به اين كار همت گماشتيم و هيچگاه ريشه معضل را در
ضعف علاقه يا ضعف فكري و عملي افراد نميديديم. بعضي نيز ميگفتند شما كه خوش فكر
هستيد لطفا وارد عرصه كارهاي عيني جامعه شويد! غافل از آنكه آنها هم كه مشغول كار
هستند افرادي بطيئيالانتقال و كودن نيستند. از اينرو علت را همواره در عدم وجود
ابزار هماهنگسازي ميديديم و نه نپيوستن خود و امثال خود به بخش اجرائي نظام».
منبع:
نمايشگاه؛ تعاريف، بايدها و کاستیها/کد پژوهشی252/کد جلسه 2558.
|