شنبه, 30 ارديبهشت 1391  -  Sat, 19 May 2012
صفحه نخست پیشخوان علمی فرهنگی اندیشه خير و خطر فلسفه : پيام آيت‌الله جوادي آملي در همايش «فلسفه و دين»
سایت رهبر معظم انقلاب
  PDF چاپ نامه الکترونیک
شنبه 08 خرداد 1389 ساعت 09:22

خير و خطر فلسفه
پيام آيت‌الله جوادي آملي در همايش «فلسفه و دين
»

تببين ارتباط فلسفه و دين به عهده فيلسوفان الهي و متدينان حكمت‌محور است ليكن چند نكته‌اي راجع به آن در اين پيام كوتاه به ساحت دانشگاهيان پژوهشگر در جهان‌بيني تقديم مي‌شود.

يكم: فلسفه مطلق كه عهده‌دار معرفت و واقعيت مطلق و شناخت حقيقت بدون قيد طبيعي، رياضي، منطقي و اخلاقي است، شناور اقيانوس ناپيداكرانه است كه هم خطر غرق را در بردارد و هم خير غوص را؛ زيرا يا سمت الحاد مي‌رود و براي جهان هستي مبدأ و منتهايي نمي‌فهمد و آغاز و انجام را انكار مي‌كند. اين همان خطر غرق در تيرگي جهل است كه ره‌آوردي جز پوچي و سرگرداني ندارد و يا به سمت الهي سلوك مي‌كند و براي جهان هستي آفريننده تأمل مي‌شود كه مبدأ است و براي آن روز حساب معتقد مي‌شود كه همان معاد است و آغاز و انجام آن را حقيقتِ محض يعني موجودي كه عين هستي نامحدود و متن كمال‌هاي نامتناهي است تأمين مي‌كند و ره‌توشه آن كمال انساني و جمال ربوبي و حيات سعادتمندانه اَبد است كه همان خير غوص است.

دوم: معلوم را با علم مي‌توان شناخت و اندازه علم به قدر عالم است. هر كس جهان را به اندازه خود مي‌شناسد. انسان مادي كه هويت خويش را در محور حس خلاصه مي‌داند و تا چيزي را احساس نكند، نمي‌فهمد چاره‌اي جز حس‌گرايي ندارد. چنين فرد محجوري از فلسفه مطلق كاملاً مهجور است.

سوم: انسان حس‌گرا هرگز فيلسوف نخواهد بود زيرا توان ادراك موجود نامحسوس را ندارد و آغاز و انجام جهان امري است غيرمحسوس كسي كه بخواهد درباره چنين معلوم ناپيداكرانه ژرف‌انديشي كند.

يك متفكّر حس‌گرايِ محض اگر بخواهد فيلسوفانه فكر كند چونان قوم عاد به دام اِلحاد مي‌افتد و تندباد جهان‌بيني خام او را در هوا معلق مي‌كند تا به چنگ شاهينِ رباينده گرفتار گردد يا به مكان دور پَرت شود يمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحيقٍي. انسان عقل‌گرا كه حرمت حسّ را در تجربه مادّي و ارج خيال و وهم را در نيمه تجربي و تجريدي و ارزش عقل ناب را در تجريدي محض نگه مي‌دارد، مي‌تواند از رهبري سليمانانه جهان‌آفرين بر باد مسلط گردد و بامداد مطلب فاخري را فتح كند.

چهارم: معرفت‌شناسي كه تنها راه شناخت وي حس‌ و تجربه احساسي است اگر بخواهد از قلمرو مجاز خود تجاوز كند و وارد حوزه فلسفه مطلق و جهان‌بيني گردد، تمام امور ماوراء طبيعت را افسانه و افيون مي‌پندارد و همه احكام و حِكم انبياء را اسطوره مي‌شمارد يإِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الاوَّلِينَي و دين و دين‌آفرين و دين‌آور و دين‌باور همگي را ناديده مي‌انگارد و تمام فلسفه‌هاي مضاف را اولاً و همه علوم بهره‌مند از آن فلسفه‌هاي مضاف را ثانياً اِلحادي تنظيم مي‌كند.

پنجم: معرفت‌شناسي كه هويت اصيل خود را بازيافت و مراحل سه‌گانه علم حصولي را در قلمرو احساس تجربي و تخيل و توهم نيمه‌تجربي و تجريدي و تعقل تجريدي تام پيمود و گامي هم در حوزه علم حضوري نهاد و حقيقت خويش را كه روح مجرد است، مشاهده كرد تمام موجودات را مخلوق مبدئي مي‌داند كه هستي محض است و همه اوصاف كمالي را به نحو نامحدود داراست و همگي را مصداقاً عين يكديگر و متن ذات خالق نظام آفرينش مي‌يابد و نظام علي و معلولي را بر پايه استناد حادث به قديم, نظم به ناظم, متحرك به محرك، ممكن به امكان ماهوي به واجب و سرانجام ممكن به امكان فقري به غني محض مشاهده مي‌كند.

ششم: فلسفه الهي نه تنها مورد ترغيب دين است و از اين جهت مسلمانان به فراگيري آن همت كرده و مي‌كنند بلكه خود دانشي است ديني. توضيح آنكه گاهي تعليم و تعلم يك علم مورد دستور اسلام است در اين صورت ياد دادن و ياد گرفتن آن علم كاري است اسلامي و اسلامي بودن فعل ارتباطي به اسلامي بودن علم ندارد، زيرا ممكن است چيزي در گوهر ذات خويش نسبت به دين و ضد دين يكسان و بي‌تفاوت باشد ولي چون براي جامعه سودمند است، مسلمان و كافر به فراگيري آن اهتمام مي‌ورزند پس صرف ترغيب اسلام به تعليم و تعلم دانش معين را موجب اسلامي شدن آن دانش نخواهد شد و گاهي مسلمانان بدون سابقه ترغيب يا سائقه تشويق به تحصيل دانش معين و گسترش آن مبادرت مي‌نمايند.

هفتم: تفكر فلسفي همانند بسياري از رشته‌هاي علمي ديگر همزاد بشر بوده و هرگز با او وداع نكرده و از او تفكيك‌پذير نيست. زيرا نه با سفارش كسي او را همراهي مي‌كرد و نه با توصيه كسي او را رها مي‌كند. مكتوبات خاور دور و نزديك، منشورات باختر دور و نزديك گواه صدقِ دعوايِ صحابت ديرين و تلازمِ انفكاك‌ناپذير است. آنچه بعد از جريان توفان جهانگير نوح در خاورميانه مطرح شد و تاريخ قطعي دارد.

منبع : روزنامه ایران 890308

 
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.