شنبه, 30 ارديبهشت 1391 -
Sat, 19 May 2012
آخرین ها
- آیتاللهبهجتحامل حقیقتولایت...
- چالشهاي تاريخي مديريت فرهنگي ...
- مقتضیات اسلامی سازی علوم انسانی
- فراخوان مشارکت در کنگره پیشگام...
- جهاد اقتصادي؛ فرهنگ اقتصاد و ا...
- جایگاه علوم انسانی در فرایند ت...
- فرایند اسلامی سازی علوم انسانی
- آوینی دنیای جدید را محصول «فلس...
- امکان تعریف خطوط قرمز برای حوز...
- پايداريبرنبوت پسازتصديق صد...
- ضرورتنگاهتمدنیبرایحلمسائل...
- پارادوکس سرمایه مداری و مردم مداری
|
|
|
| شنبه 08 بهمن 1390 ساعت 16:26 |
|
تمام سعی علامه از طرفی در علم حصولی بر گرداندن آن به کاشفیت است و از طرف دیگر برگرداندن علم حصولی به علم حضوری و اثبات تقدم علم حضوری با مبدأیت درک حسی است.
![]() در نشست «تحلیل و بررسی کاشفیت علم از منظر علامه طباطبایی (ره)» مطرح شد: پایگاه علم و فوندانسیون معرفت شناسی علامه (ره) نشست علمی پیرامون «تحلیل و بررسی کاشفیت علم از منظر علامه طباطبایی» چندی پیش در فرهنگستان علوم اسلامی با مدیریت علمی استاد حسینیان؛ عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی برگزار شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، در این نشست حجت الاسلام و المسلمین خاکی قراملکی؛ مدیر گروه فلسفه فرهنگستان علوم اسلامی به عنوان ارائه کننده و حجت الاسلام میثمی، پژوهشگر گروه فلسفه به عنوان ناقد، به بحث و نظر پرداختند. در ابتدای این نشست، استاد حسینیان؛ دبیر علمی جلسه با اشاره با اهمیت بحث کاشفیت علم افزودند: این بحث باید بگونه ای طرح شود که نسبت آن با مباحث قبلی و بعدی مطرح در نظریه قوم روشن گردد به نحوی که بتوان آن را در یک مسیر تعالی مشاهده کرد. وی در ادامه سخنان خود طرح این مسئله از منظر سؤالاتی که برای علامه طباطبایی (ره) مطرح بوده است را ضروری دانستند تا از این طریق رابطه نیازهای اجتماعی و بحث های معرفت شناسی نیز روشن گردد. در ادامه این نشست ارائه کننده نظریه؛ حجت الاسلام خاکی قراملکی توضیح مختصری پیرامون پژوهش صورت گرفته در بررسی کاشفیت علم از منظر علامه طباطبایی (ره) ارائه دادند. ایشان تحلیل مورد نظر را از منظر نو صدرائی با تأکید بر نظریه علامه طباطبایی (ره) در محدوده کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم است دانستند. وی همچنین افزودند که تحلیل مورد نظر با رویکرد تقریری صورت پذیرفته است، نه انتقادی و اگر نقدی هم صورت پذیرفته، نقد پرسشی بوده است، نه نقد صریح و تفصیلی. مدیر گروه فلسفه فرهنگستان علوم اسلامی پرداختن به این بحث مبتنی بر نظام سؤالات را از جمله ویژگی های پژوهش صورت گرفته دانستند. ایشان در ادامه توضیح مختصری درباره تحقیق صورت گرفته درباره تحلیل بررسی نظریه کاشفیت علم از منظر علامه طباطبایی (ره) ارائه دادند و افزودند: به نظر ما تمام سعی علامه از طرفی در "علم حصولی" بر گرداندن آن به کاشفیت است و از طرف دیگر برگرداندن "علم حصولی" به "علم حضوری" و اثبات تقدم "علم حضوری" با مبدأیت درک حسی است. وی افزود: علامه مدعی است اولین درک ما از عالم درک حسی است. نفس آدمی وقتی با عالم ماده ارتباط برقرار می کند این ارتباط را با قوای مادی خود –که واسط میان نفس مجرد و شئ مادی بیرونی است- برقرار می کند. آثار مادی ای از طریق قوای حسی در نفس حضور می یابندکه از ترکیب آثار ماده ی خارجی و آثار قوای حسی حاصل شده اند. استاد مطهری از این اثر پدید آمده در نفس تعبیر به «نمونه مادی» می کند که این نمونه مادی(اثر حسی) در نفس حضور دارد. علامه (ره) در اینجا علم حضوری را از اقسام متعارف میان مشهور فلاسفه توسعه داده و آن را شامل «علمِ انسان به آثار حسی حاضر در نفس خود» نیز می داند که دیگر این درک، درک صورت نیست بلکه درک یک واقعیت مادی است که در آن خطا و صواب معنا ندارد و پایگاه علم و فونداسیون معرفت شناسی علامه است. در مرحله بعد قوه مصوّره (صورت ساز) انسان از این ادراک حسیِ حضوری، صورتی می سازد که صورت حسی بوده و مانند اثر حسی دارای هیچ حکم وکاشفیتی نیست و در مرحله آخر هم قوه ی عقل، صورت عقلی را پدید می آورد. در این مرحله است که تطابق و صدق و کذب معنا می یابد. در نظریه علامه (ره) تطابق و کشف در درون فاعل مُدرِک اتفاق می افتد که در واقع کاشفیت مرتبه ای از نفس (مرتبه بالایی) از مرتبه دیگر (مرتبه پایین) است. بعد از ارائه بحث توسط حجت الاسلام والمسلمین خاکی، ناقد نشست علمی بیست و ششم، حجت الاسلام میثمی به نقد محتوای ارائه شده پرداخت که در ادامه اهم انتقادات ایشان می آید: 1- متن پژوهش در برخی موارد دچار ناهماهنگی است و گمان می شود فیش های متعددی بدون ملاحظه و هماهنگی به هم پیوسته شده اند. بنابراین ضروری است که متن بازنویسی شود. 2- نقد صاحب نظریه براساس یکی از تألیفات او خارج از انصاف علمی است. بنابراین برای نقد نظریه علامه می بایست تمام آثار مربوطه ملاحظه می گشت و بعد از آن نظریه ای به او نسبت داده می شد. 3- در نقد نظریه علامه (ره) استنادات باید به خود مرحوم علامه باشد، نه شهید مطهری که خود صاحب نظریه است. 4- اقوال زیادی در نسبت بین علم حضوری و علم حصولی در نظریه علامه طباطبایی وجود دارد که بهتر بود به آن ها پرداخته می شد از جلمه تقریر آیت الله مصباح یزدی، آیت الله فیاض، استاد شیرازی، استاد یثربی، استاد خسروپناه، چرا که بدون پرداختن به آن ها جایگاه تقریر حاضر روشن نمی گردد. 5- می بایست به جای "اصل تجرد" (که اصل هستی شناختی است) به عنوان یکی از اصول حاکم بر نظریه علامه از "اصل هوهویت" نام برده می شد که به واقع "اصل معرفت شناختی" است. 6- بهتر بود کلید واژه هایی چون تطابق، حکایت، کاشفیت، وحدت و اتحاد ماهوی یا وجودی بطور جداگانه و کافی توضیح داده می شدند تا ابهام ناشی از آنها از بین می رفت. بعد از بیان انتقادات ناقد، تعدادی از پژوهشگران شرکت کننده در این نشست نقدهایی را وارد کردند که در ادامه به آن ها اشاره می شود: 1- نقد و تقریر نظریه با هم خلط شده است. 2- در برخی از بخش های پژوهش ادعا می شود که مطلب روشن شده در حالی که از نظر خواننده اصلاً موضوع روشن نشده است. 3- عبارت پردازی در بحث های فلسفی بیشتر از آنچه به روشنی بحث کمک کند بحث را معلق می کند. 4- مطلبی را که پژوهش حاضر به دنبال اثبات آن است، نظریه ابداعی علامه نیست زیرا ملاصدرا نیز در تصور، اصالت حسی است و در تصدیق، اصالت عقلی. پس از بیان نقدها، حجت الاسلام خاکی قراملکی در پاسخ به نقدها، برخی نقدها ناشی از ساده بینی به پیچیدگی های بحث دانستند. ایشان همچنین تقریباً تمامی نقدها را خارج از نقد بر موضوع اصلی بحث؛ یعنی مکانیزم شکل گیری و مراحل پیدایش علم و درونی شدن حاکی و محکی در نظریه علامه دانستند. در پایان این نشست، دبیر علمی نشست بیست و ششم فرهنگستان علوم اسلامی؛ حجت الاسلام و المسلمین حسینیان ضمن کافی ندانستن فرصت موجود برای نقد و ارائه تقریر، برخی نقدهای صورت گرفته را وارد دانستند. ایشان همچنین متذکر شدند که از پیچیدگی بحث نباید غفلت کرد و افزودند که باید سه مرحله شکل گیری علم از هم تفکیک داده شده و حضوری و حصولی بودن هر یک مشخص گردد. لازم به ذکر است که از ابتدای سال جاری تا کنون، بیست و شش نشست علمی توسط معاونت پژوهشی فرهنگستان علوم اسلامی و گروه های پژوهشی فلسفه، اصول فقه احکام حکومتی، روش عام و روش تحقیق در فرهنگستان علوم اسلامی برگزار گردیده است. |




