- آیتاللهبهجتحامل حقیقتولایت...
- چالشهاي تاريخي مديريت فرهنگي ...
- مقتضیات اسلامی سازی علوم انسانی
- فراخوان مشارکت در کنگره پیشگام...
- جهاد اقتصادي؛ فرهنگ اقتصاد و ا...
- جایگاه علوم انسانی در فرایند ت...
- فرایند اسلامی سازی علوم انسانی
- آوینی دنیای جدید را محصول «فلس...
- امکان تعریف خطوط قرمز برای حوز...
- پايداريبرنبوت پسازتصديق صد...
- ضرورتنگاهتمدنیبرایحلمسائل...
- پارادوکس سرمایه مداری و مردم مداری
| بیانیه تحول |
|
|
|
| دوشنبه 19 مهر 1389 ساعت 22:17 |
|
ضرورت ها و راهبردهای تحول در علوم انسانی در ابتدای سال تحصیلی حوزه های علمیه و دانشگاههای سراسر کشور و پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری پیرامون علوم انسانی بیانیه تحلیلی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی بدین شرح منتشر گردید
دفتر فرهنگستان علوم اسلامي قم که در طي سه دهه گذشته با محوريت انديشههاي متفکّر فرزانه استاد حجت الاسلام و المسلمين سيد منيرالدين حسيني(ره) تلاش هايي را در اين زمينه انجام داده است، برخود وظيفه ميداند که اشارهوار به تحليل فرهنگي اين مسئله مهم بپردازد و راهکارهايي نيز براي پيشبرد موضوع ارائه نمايد. الف) انقلاب اسلامي و ضرورت تحوّل در علوم انسانی تاريخ بشريّت همواره شاهد درگيري و صف بندي جبهه كفر در برابر جبهة حق و فضيلت به پرچمداري انبياء و اولياء الهي بوده است، به نحوي که ميتوان روند رشد، توسعه و تکامل جوامع و پيدايش و افول تمدّنها كه شامل گسترهاي وسيع از انديشهها، انگيزهها و ساختارهاي اجتماعي تا علوم، فنون، صنايع و محصولات عيني زندگي است، بر محور همين نبرد تاريخي تحليل و دستهبندي كرد. تمدّن غرب نيز در سدههاي اخير با کنار گذاشتن دين از صحنة حيات اجتماعي انسان و با تکيه بر «خرد جمعي خودبنياد» به تغيير و تصرّف در طبيعت و انسان پرداخته و توليد علم و تکنولوژي و نيز مديريّت توسعه اجتماعي را بر همين مبنا سامان داده است و با شتاب سرسام آوري در مسير زميني كردن انسان و قدسيزدايي از حيات اجتماعي به پيش ميرود. اين تمدّن كه بر اساس ماهيّت استيلا جويانه و استكباري خود به دنبال ايجاد سيطره بر تمامي ابعاد و شؤون حيات بشر بود به تدريج و در طول چند قرن در تمامي حوزههاي حيات فردي و اجتماعي انسان نفوذ كرد. روياي جهاني سازي مدرنيته، خوابي است که سردمداران و انديشمندان غربي در ادامة توسعة تمدّني خود براي بشر معاصر ديده بودند ، به شکلي که هر دين، آيين، فرهنگ و زيست بومي غير از آنچه غرب به رسميت ميشناسد، بايد مورد هجمه قرار گیرد و در دستگاه هاضمه غرب مدرن به عنوان فرهنگ برتر هضم شود. از آنجا که «بهرهوري مادّي افزونتر» مبناي اصلي جهاننگري غربي را تشکيل ميداد، طبيعي بود که اخلاق و معنويت را به عنوان ابزار، در اختيار بهرهوري مادي قرار دهد، لذا در پی آن به تدريج مکاتب اخلاقي جديدي شکل گرفت که توجیهگر زندگی فنسالارانه و لذت جويي حداکثري قرار گرفت. اما به موازات اين افزايشِ قدرت ظاهري بشر در تصرّف طبيعت و ايجاد يك تمدّن نوين، به مرور عدم تناسب منظومة دستاوردهاي اين تمدّن با نيازهاي فطري و حقيقي انسان، عوارض و تناقضات دروني آن را آشکار ساخت. در چنين شرايطي بود که پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 فصل نوینی را در تقابل تاريخي حق و باطل پدید آورد. انقلاب اسلامي و رويش جمهوري اسلامي ايران از دل آن، خيزشي معنوي در مقياس جهاني بود و اميد به برپايي تمدّني نوين بر پاية عدالت و معنويّت را در قلوب مستضعفان و مؤمنان عالم زنده كرد. انقلاب اسلامي با گذشت سي سال از آغاز اين هماوردي، در عرصة سياسي و صدور و تثبيت آرمانهاي خود در جهان موفقيّتهاي بسياري كسب نموده و در آستانة ورود به درگيري همه جانبة فكري و فرهنگي با تمدن غرب است. ضرورت توجه به این موضوع در آغازين سالهاي پيروزي انقلاب نيز توسط بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي به بيانات متعدد و با عنوان انقلاب فرهنگي اینگونه مورد تأکید قرار گرفت: «خروج از فرهنگ بدآموز غربي و نفوذ و جايگزين شدن فرهنگ آموزندة اسلامي ـ ملي و انقلاب فرهنگي در تمام زمينهها در سطح كشور، آن چنان محتاج تلاش و كوشش است كه براي تحقق آن، ساليان دراز بايد زحمت كشيد و با نفوذ عميق و ريشهدار غرب مبارزه كرد.» (صحيفة نور، جلد هفدهم ص 322 (22/11/1361) چنانچه پس از حضرت امام خمینی (ره) رهبر فرزانة انقلاب نیز در موارد متعدد با طرح موضوعاتي چون تهاجم فرهنگي، توليد فكر، آزاد انديشي و نظريه پردازي، اسلامي شدن دانشگاهها، ناتوي فرهنگي، جنبش نرمافزاري و نقشة جامع علمي كشور در ميان مسؤولان و نخبگان كشور بر ضرورت اين تحوّل علمي فرهنگي از زواياي متفاوت تأكيد نمودهاند. تلاش و تكاپوي جامعة علمي و فرهنگي كشور در طول سه دهة گذشته هر چند ثمراتي داشته است، اما به دلايل متعدد و بر اثر موانع و اشكالات متنوّع هرگز به حرکتی فراگیر و اثربخش تبدیل نشده است. امروز نيز كه حركت در اين مسير صعب در آستانه خيزشي دوباره قرار گرفته يكي از مهمترين موانع جدي آن اعتقاد طيفي از نخبگان به الگوي مدرنيته اسلامي در پيگيري اهداف انقلاب اسلامي و توسعة اجتماعي است. اين ديدگاه كه ريشههاي آن به سالهاي آغازين هجمة غرب مدرن به جهان اسلام و به چالش كشيده شدن تفكّر اسلامي باز ميگردد با نفي در هم تنيدگي اجزاء تمدّني غرب معتقد است، مطلوب و حتي تنها راه مقدور در مديريت توسعة جوامع اسلامي، تركيب كردن علم و تكنولوژي غرب با اخلاق، ارزشها و فرهنگ اسلامي ـ ايراني و ساختن جامعهاي بر اين دو پايهي ناهمگون است. اين تفكر بدون توجّه به رسوخ مباني ارزشي و فرهنگ و فلسفههاي حسّي در بطن علوم و دستاوردهاي علمي و تكنولوژيك غرب با نگاهي سطحي به بهرهبرداري بي قيد و شرط، حداكثري و بدون الگوي مشخص از دانشهاي مدرن ميپردازد و توجّهي به رابطة آن با ناهنجاريهاي توليد شده سياسي، اقتصادي، اجتماعي و بحرانهاي هويّتي و استحالة آرام فرهنگي بر آمده از آن ندارد و در نهايت نيز به دليل درك تعارضهاي ميان روند توسعة تعريف شده با برخي مباني ارزشي و فرهنگ اسلامي، روز به روز به سمت بازخواني آن مباني و ارائه تفسيري جديد و خنثي از معارف و ارزشهاي اسلامي در برابر مدرنيته متمايلتر خواهد شد. البتّه بايد توجّه داشت كه معناي نقد اين تفكر آن نيست كه نميتوان يا نميبايست از مظاهر تمدّن مدرن به سمت تحقق تمدن اسلامي استفاده نمود. بلکه میتوان مجموعة دستاوردهاي غرب را در فرهنگ و تفكر اسلامي منحل نمود و این البتّه همان کاری است كه غرب نيز با پيشينه و دستاوردهاي تمدن اسلامي در سدههاي دورتر انجام داده است. جايگاه برجسته علوم انساني و اجتماعي در مقايسه با ساير دستاوردهاي علمي و تكنولوژيك غرب، در روند تحوّلات تمدني و مديريت توسعة اجتماعي بر كسي پوشيده نيست. حتی توفیق آنها در علوم پایه، مهندسی، پزشکی و ... و نیز فنآوری های وابسته به آن، مرهون مهندسی و مدیریت انسانی میباشد که خود محصول به کارگیری علوم انسانی است. همين نقش محوري سبب شده تا غرب نوعي انحصار گرايي علمي در محدودة علوم انساني و اجتماعي ايجاد نمايد. درك تعارضات جدي آنها با مباني اسلامي از يك سو و توجه به ناكارآمدي آنها در كنترل بحرانهاي متعدد جهاني در حوزههاي مختلف اقتصادي، سياسي و به ويژه فرهنگي و اخلاقي غرب، در كنار عدم قدرت پيش بيني، كنترل و هدايت درست مسائل و نيازهاي داخلی كشور و كشاندن نظام به سمت چالشهاي اجتماعي از سوي ديگر، شواهدي است كه از اولويّت ضرورتی قطعي و غير قابل اغماض به نام «تحوّل علوم انساني و اجتماعي» در شرايط كنوني حکایت مينمايد. از اینرو انقلاب اسلامي كه مدّعي جمع بين «عدالت، معنويت و توسعه» در مقياس جهاني است در آغاز دههاي كه به نام پيشرفت و عدالت نامگذاري شده است، بايد هر چه سريعتر قدرت تئوريزه كردن آرمان خود را از طريق توليد مفاهيم تخصّصي و نظريّات راهبردي در حوزة علوم انساني و اجتماعي ـ كه سنگ بناي مهندسي توسعة ایرانی اسلامی است ـ كسب نمايد تا بتواند در اين مصاف تمدّني گامهای بعدی خود را در حوزة فرهنگ، علم و انديشه، و سپس ساير حوزه هاي متعلق به جامعهپردازي و تمدّنسازي به بهترين وجه بردارد. ب) راهبردهاي تحوّل در علوم انساني و اجتماعي پیگیری و تحقّق آرمان بلند تحوّل در علوم انساني و اجتماعي در شرايط كنوني كشور به دلیل وجود سرمايههاي عظيم انساني در حوزه و دانشگاه و درک عمیقتر وگستردهتر نخبگان براي پيگيري موضوع، نسبت به گذشته سهلتر و نزديكتر مينمايد، اما در عین حال نيازمند راهبردهايي است كه به برخي از آنها اشاره مينماييم: ـ محتواي تحوّل: ضروري است تا تحوّل علوم انساني و اجتماعي ابتدا در لاية «روش تحقيق» و مبتني بر آن در لاية «فرهنگ و فلسفه» و سپس در لاية «گزارهها و نظريهها» پيگيري گردد. بديهي است با محدود شدن تغییر به سطح گزارهها و نظريّات و حتي توقف آن در سطح فرهنگ و فلسفه و غفلت از تحوّل در روش تحقيق و منطق حاكم بر توليد مفاهيم و نظريّات و عدم دستيابي به نظام روش تحقيق در جهت توليد هماهنگ علوم و اطلاعات مورد نياز جامعه، تحوّلي با عمق و گسترة مطلوب واقع نخواهد شد. ـ سازمان تحوّل: شبکه علمی ملّی در تحوّل علوم انسانی با استفاده فعال از ظرفیّت نهادها، تشکّلها و افراد حقیقی در حوزه و دانشگاه با حمایت و هدایت شورای عالی انقلاب فرهنگی و دستگاههای اجرایی ذیربط، ساختار پیشنهادی این تحوّل میباشد. ساختار شبکهاي امکان مديريت فراگیر و غیرمتمرکز فرآيند توليد علم را فراهم نموده و هماهنگي را افزايش خواهد داد. علاوه بر آن جلوگيري از فعاليتهاي موازي و امکان ساماندهي به انواع فعالیتهای علمی ازجمله پايان نامهها و مقالات و ... از ديگر مزاياي راه اندازي شبکه علمي و فرهنگي و مديريت تحقيقات از طريق شبکه است. ـ برنامه تحوّل: برنامة پيشنهادي براي ايجاد تحوّل در سه گام ضروري ذيل قابل پيگيري است: در گام نخست ضروري است تا از طريق ايجاد «نهضت نقد و ارزيابي علوم انساني و اجتماعي» در سطح دانشگاهها به تقويت احساس خود باوري و انگيزه توليد نظريات علمي اسلامي و بومي در ميان اساتيد و دانشجويان پرداخت. برای این منظور لازم است از طریق تولید و به کارگیری نرمافزار نقد و ارزیابی علوم انسانی و اجتماعی ماهيّت بحرانزای اين علوم و تعارضات زيربناهاي آن با مباني انديشة اسلامي شفاف گردد و در پی آن از طريق برگزاري مناظره، سخنراني و همايشهاي علمي و فرهنگي، نگاه مطلقگرایانه و خوش بينانه نسبت به نظريات علمي غربي تغییر یابد.. در گام دوم ضروري است تا پس از ایجاد بستر لازم برای تولید ديدگاهها و انديشههاي جديد، از طريق برپايي «كرسيهاي نظريهپردازي» به ارزیابی آنها پرداخت. در گام سوم نيز بايد بستر سازي مناسبي صورت پذيرد تا نظريّات توليد شده پس از ارزيابي نظري مورد «بهرهبرداري مراكز علمي آموزشي و برنامه ريزي كشور» قرار گيرد و سپس با محك تجربه، كارآمدي عيني آن نيز اثبات گردد. در پايان، خاطر نشان ميگردد كه دفتر فرهنگستان علوم اسلامي قم به بركت فضاي مساعد بر آمده از انقلاب اسلامي در سه دهه گذشته موفق شده است تا با پايه گذاري «فلسفه شدن اسلامي» به عنوان «پايگاه سنجش عقلي دين محور» به موضوع «فلسفه و روش علوم» به صورتي مبنايي بپردازد و از اين رو، آمادگي دارد تا در اين نهضت علمي بضاعت خود را در معرض نقد، ارزيابي و سپس بهرهبرداري جامعه علمي كشور قرار دهد. اميد است خداوند متعال به همة مجاهدان جبهة علمي و فرهنگي انقلاب اسلامي، توفيق خدمتگزاري و تلاش بيش از پيش در مسير تحقق تمدن نوين اسلامي را عطا فرمايد. |
| آخرین به روز رسانی در يكشنبه 03 بهمن 1389 ساعت 13:25 |



