شنبه, 30 ارديبهشت 1391  -  Sat, 19 May 2012
صفحه نخست مقالات و گفتارها فلسفه و روش تاملاتی در باب فلسفه منطق:حجت الاسلام علی میثمی
سایت رهبر معظم انقلاب
  PDF چاپ نامه الکترونیک
سه شنبه 28 دی 1389 ساعت 20:48

تاملاتی در باب فلسفه منطق
در کلام استاد فقید سید منیرالدین حسینی الهاشمی (ره)

حجت الاسلام علی میثمی تهرانی
پژوهشگر گروه پژوهشی فلسفه دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم

مقدمه

علیرغم تنوع موضوعات و مطالبی كه مورد دقت دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم بوده و بعضاً باعث سردرگمی افراد نیز می‏شود، این واقعیت غیر قابل انکار است که این دفتر توانسته است محصولی منسجم و مشخص به نام فلسفه منطق نظام ولایت را تحویل دهد. [1]

نباید این کار را ساده گرفت. تغییر در فلسفه منطق علوم آن هم منطق هماهنگ‏سازی بین اعتقاد و عمل - كه میخواهد از زیربخش آن مدل مادری ارائه شود كه نسبت به موضوعات مختلف، صدها منطق به دست بیاید - را نمی‏توان امر ساده ای دانسته که به دست افراد عادی انجام شده است.[2] باید همواره به یاد داشت که تولید منطق و به اصطلاح فلسفه منطق عمیق‏ترین كار نظری می‏باشد و همه كارهای نظری از شئون آن است.[3] واضح است پرداختن به چنین امر مهمی، مسأله ی گریز ناپذیر هر دستگاه معرفتی است. نوشته حاضر نیز در تلاش است گامی هرچند کوچک در جهت آشنایی با فلسفه منطق در نگاه علامه حسینی (ره) بردارد.

عمده تلاش نگارنده نیز تحفظ بر ادبیات مفهومی خاص و استثنایی استاد فقید (ره) بوده است. شاید نیاز باشد در باب روش رجوع به متون علامه حسینی در این نوشته نیز توضیحاتی ارائه گردد. در هر تحقیقی مبنی بر منابع علامه حسینی(ره) می توان به سه شکل با نوشته های ایشان برخورد نمود. روش اول رویکرد اخباری است. به این شکل که فیش های خام و بدون نظام ایشان مورد استناد قرار گیرد، فارغ از هر نوع فعالیت عقلانی. روش دوم در مقابل این افراط و نوعی تفریط مزمن است. به این نحوه که در مراجعه به آثار ایشان گرفتار نوعی هرمنوتیک فلسفی بر پایه حدس و تحمیل پیش فرض ها به متن استاد فقید(ره) شد. روشن است که در این شیوه از زحمت مراجعه مستمر و استفراغ وسع در رجوع به کلام علامه حسینی(ره) بی نیازی حاصل خواهد شد. به نظر می رسد هر دو روش فوق فاقد حجیت باشند. بلکه روش صحیح رویکرد اصولی به کلام علامه حسینی (ره) باشد.

مسلماً داشتن روش تحقیق متناسب با این رویکرد و وجود بانک اطلاعات مناسب و وجود تیم پژوهشی کار آمد از لوازم این رویکرد است.

سخن آخر اینکه نوشته ی پیش رو چکیده ای مختصر از برداشت صاحب این قلم از کلام استاد فقید (ره) است. بنابراین اشکالات و نقایص وارده متوجه نویسنده است و نه علامه سید منیرالدین حسینی الهاشمی (ره) .

1-تعریف فلسفه منطق

فلسفه منطق از دانشهای نو پای مورد بحث قرار گرفته در حوزه علوم انسانی است . تعریف فلسفه منطق در نگاه مشهور با تعریف علامه سید منیرالدین حسینی الهاشمی (ره) تفاوتی ماهوی دارد که غفلت از این مهم باعث عدم فهم صحیح نظریه استاد فقید (ره) در این باب است .

جهت فهم صحیح فلسفه منطق در نگاه متعارف باید نیم نگاهی به تعریف منطق در کلامشان داشت . در تعریف اختصاری علم منطق در نگاه مشهور باید گفت که منطق علم اندیشه و تفکر است. قواعد تفکر درست را بررسی کرده و راه تمییز عقلانی تفکر درست و نادرست را بیان می کند . تفکری که در دو حوزه تعریف و استنتاج امکان فعالیت دارد . البته عملاً منطق دانان مسلمان هر امری را که ناظر به علم و طرق رسیدن به آن بوده است در حوزه منطق گنجانده اند ؛ هرچند از سنخ معرف و حجت نباشد .[4] با پیشرفت منظومه معرفت بشری و گستردگی اطلاعات ، شاخه شاخه کردن علوم امری اجتناب ناپذیر شده است . علم منطق نیز از این قاعده مستثنی نیست .

امروزه با پدیدار شدن منطق جدید که موضوع منطق را اعتبار استدلال و ربط میان مقدمات و نتیجه می داند ؛ علم منطق تنها در صورت استنتاج منحصر شده است .یعنی بخش برهان آن در علم معرفت شناسی مورد بحث قرار گرفته و بخش تعریف نیز در حوزه تفکر انتقادی – در صورت پذیرفتنش به عنوان علمی مستقل – یا در معرفت شناسی قرار می گیرد . در این میان فلسفه منطق به مانند همه فلسفه های مضاف دیگر – به عنوان دانش نوپایی که خاستگاه آن به عنوان علمی مستقل مغرب زمین است – هنوز تصویر روشنی در ذهن اهل فکر این مرز و بوم نیافته است . اگرچه در منطق جدید می توان فلسفه منطق را به پرسش های نوعا فلسفی ای تعریف کرد که در مورد منطق پرسیده می شود .[5]خصوصا با عنایت به این مهم که در نگاه منطق دانان جدید منطق علم استنتاج است . یعنی علم مطالعه استدلال ها ، استنتاج ها و درستی و نادرستی آنها .[6]. هدف از نظامهای صوری منطقی مانند منطق گزاره ها و منطق محمولات نیز وضع قوانین دقیق اعتبار یا همان تعیین معیار صوری محض آن است.[7]

بنابراین فلسفه منطق جدید به جهت تفکیکی که بین ماده و صورت استدلال شده است کاری به حوزه هایی نظیر منطق مادی استنتاج یا منطق صوری و مادی تعریف نخواهد داشت. بر خلاف منطق قدیم که بر پایه گستره آن فلسفه منطق علمی خواهد بود که به سوالات فلسفی هر چهار حوزه صورت و ماده تعریف و صورت و ماده استدلال پاسخ گو باشد .[8]

البته اینها همه بنابرکلام علمای منطق جدید و قدیم بود . در حالی که در نگاه مرحوم حسینی (ره) فلسفه منطق در حقیقت جهت گیری منطق را مشخص می‏کند. جهتی که تسلیم عقل در برابر شرع و مهمترین قدم در تشیع در روش است. عمده تکیه نیز در قدم اول بر عجز مخلوق و قدر متیقن‏های دینی واصله از سوی خالق است. اصلاً به یک بیان موضوع اصلی فعالیت استاد فقید(ره) و دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم فلسفه منطق است. البته فلسفه منطق حقیقی که اعم از ذهن و عین است. نه منطق نظری به تنهایی. یعنی منطقی كه بتواند رابطه بین اعتقادات قلبی و عمل عینی را برای تكامل جامعه بر عهده بگیرد. یعنی منطق نظام ولایت.[9]

این تغییر نگاه به فلسفه منطق - خصوصا با تفسیر سیر مباحث فلسفی علامه حسینی(ره)از هفته های اقتصاد تا اصالت ربط و اصالت تعلق و اصالب فاعلیت و فلسفه نظام ولایت ؛ به سیر وصول به فلسفه منطق - تاثیر زیادی بر نوع مواجهه عقلانی دفتر با عقلای قوم خواهد داشت. مثلا بر اساس این نگاه روشن است که نباید فلسفه نظام ولایت مقارن با فلسفه اصالت ماهیت و اصالت وجود قرار بگیرد. زیرا جایگاه این دو تفاوت اساسی با یکدیگر دارد.

از سوی دیگر اگرچه در کلام علامه حسینی (ره) در ابتدا از این بحث با عنوان فلسفه دلالت یاد می‏شود ولی در روند تکاملی و سیر از اجمال به تفصیل مباحث به آن عناوینی نظیر فلسفه منطق ، فلسفه روش ، فلسفه مدل و حتی فلسفه روش تحقیق نیز اطلاق شده است. بدیهی است هر یک از این عناوین بار معنایی مختص به خود را داشته واز زاویه‏ای خاص به روشن شدن مطلب کمک می‏کنند. البته در نوشته حاضر با صرف نظر از معنای هر یک، تمام تعابیر مترادف با یکدیگر فرض شده‏اند.

2-ضرورت و هدف فلسفه منطق

ضرورت و هدف فلسفه منطق در نگاه قوم با ضرورت آن در نگاه علامه حسینی (ره) نیز تفاوت اساسی دارد . زیرا همانطور که بیان شد تعریف ایشان از فلسفه منطق و منطق با تعریف استاد فقید از منطق و فلسفه منطق تفاوت ماهوی دارد . فلسفه منطق در نگاه قوم دانشی است که با ظهور فلسفه های مضاف ضرورت تدوین یافته است . هدف اصلی آن نیز بررسی مباحث منطقی قدیم و جدید و تأمل در آنها به منظور به دست آوردن سوالات فلسفی درباره آنهاست . در نگاه ایشان در حقیقت با ظهور فلسفه‏های مضاف، ضرورت تدوین فلسفه منطق امری اجتناب ناپذیر شده است.

تصور رایج این است که فلسفه منطق مانند هر فلسفه مضاف دیگری از دانشهای نوپایی است که خاستگاه آن به عنوان علمی مستقل مغرب زمین است. هر چند فرهیختگان این مرز و بوم تا حدودی با فلسفه‏های مضاف همچون فلسفه علم، فلسفه اخلاق، فلسفه تاریخ و فلسفه‏های دیگر از این دست آشنایی دارند؛ اما در باره فلسفه منطق می‏توان گفت کسانی که با منطق سرو کار دارند ـ خصوصاً در حوزه‏های علمیه ـ هنوز تصور درستی از فلسفه منطق نیافته‏اند.

در نگاه استاد فقید فلسفه منطق از اصلی ترین موضوعات پژوهشی هر مجموعه آکادمیکی است که خود را متکفل تحول در منطق و روش تولید علوم می داند. زیرا تحول در علوم بدون تحول در روش تحقیق علوم معنی ندارد . تحول در روش تحقیق نیز لاجرم نیاز به ساختن منطق جدیدی دارد که جهت تولید آن چاره ای از پایه گذاری عقلانی _ ولو حد اقلی – به معنای تولید فلسفه منطق-ولو در حد اجمالی- نیست .

از این رو پر بی راه نیست اگر فلسفه منطق اصلی ترین موضوع کار علامه سید منیرالدین حسینی الهاشمی (ره) و سرنوشت ساز ترین موضوع پژوهشی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی دانسته شود.

هدف اصلی در پی گیری فلسفه منطق پاسخ به این سوال است که رابطه توحید و منطق چیست ؟ یعنی پی گیری علت حجیت منطق.روشن است که باید رابطه هستی شناسی ، روش شناسی و دین شناسی در هر منظومه معرفتی دینی روشن باشد. در این صورت است که فلسفه منطق اسلامی ای به دست خواهد آمد که بر پایه آن بتوان به صحیح و درست منطقی – به تعبیر دقیق تر حق و باطل منطقی – پرداخت. هدف چنین عملیات فکری ای نیز پی ریزی منطق عام بر اساس فلسفه منطق مطلوب و دست یابی به منطق های خاص جهت دست یابی مسلمین به عرفان حکومتی ، حکمت حکومتی و فقه حکومتی است. البته فلسفه منطق عهده دار مبنایی ترین و ریشه ای ترین بخش این فرآیند است.

3-جایگاه فلسفه منطق

اصلی ترین تفاوت رویکرد علامه حسینی(ره) و مشهور نسبت به فلسفه منطق در جایگاه آن در دو منظومه فکری مورد اشاره است . در نگاه قوم فلسفه منطق یکی از فلسفه های مضاف بوده و در حقیقت علمی پسا منطقی است . در حالیکه در نظر ایشان فلسفه منطق تکیه گاه فلسفی منطق بوده و امری پیشا فلسفی است . یعنی در نگاه قوم فلسفه منطق متأخر از منطق و منطق سازی بوده ولی در نگاه ایشان فلسفه منطق مقدم بر منطق و منطق سازی است .

یکی از مسایل بسیار بحث بر انگیز در این باب نسبت بین فلسفه، منطق و فلسفه منطق در دو نگاه قوم و علامه سید منیر الدین حسینی الهاشمی (ره) است. از نظر علمای حوزه علم منطق در برهان، علم شامل است. بنابراین ایشان قائل هستند که اولاً فلسفه بعد از منطق است و ثانیاً فلسفه تقسیماتی دارد که بنابر آن ها برهان در اصول، مرتبه نازلتر از فلسفه است. اما درنگاه مختار که بنا شده تعبد و اختیار بالاتر آورده شوند، اول پرستش است. بعد فلسفه منطق است و بعد منطق است. این یک تغییر اساسی در جایگاه فلسفه و منطق است هرچند فعلاً ‏نتوان آن را پیاده نمود و به مرحله عمل آورد.[10]

به نظر می‏رسد استاد فقید عمدتاً به دنبال تشیع در روش بوده‏اند ونه تشیع در محتوا. خصوصاً با عنایت به اینکه در منظومه فکری ایشان تکلیف عقل، تلاش جهت بندگی در روش تعقل است. یعنی عقل تنها در این حوزه که چگونه خودش را تسلیم به وحی کند حق تلاش و فعالیت دارد. نباید تشیع در روش را امر کمی دانست. این تشیع در روش است که به تولد عقل متعبد ختم می‏شود. عقل متعبدی که با آن می‏توان به دنبال وحی رفته و به تشیع در محتوا دست پیدا کرد. آن هم بعد از استنباط و اجتهاد جمعی روشمند و صحیح. در تشیع در محتواست که می‏توان به شکل قاطع صحبت از حکمت و عرفان و فلسفه اسلامی کرد. می‏توان دم از فلسفه شیعی زد. استاد فقید (ره) عمدتاً در پی تاسیس دستگاهی بود که چگونگی اندیشیدن درست و ثواب وحق را تضمین کند. سپس در مطالعه نسبت به جهان، چگونگی استضائه صحیح از نور وحی را بیاموزد. اساساً بدون راهنمایی و نور وحی شناخت هستی خیالی خام بیش نیست.

بر این اساس تقدم فلسفه ی منطق بر منطق و فلسفه از اصول غیر قابل انکار دستگاه فکری علامه حسینی است. تا جایی که تنها کسانی به انکار این مطلب خواهند پرداخت که بویی از عمق اندیشه استاد فقید(ره) نبرده‏اند و تنها سالهاست که از دور دستی بر این آتش داشته اند. برای مفاهمه نیز باید از اصول انكار ناپذیر به فلسفه ی منطق رسیده و بعد منطق را ساخته و بعد به سراغ فلسفه آمد.[11] یعنی باید از فلسفه دلالت کار را آغاز کرد. سپس بر اساس فلسفه دلالت منطقی ساخته و با این منطق سراغ فلسفه رفت.[12]خلاصه اینکه تقدم فلسفه ی منطق بر منطق و تقدم منطق بر فلسفه به معنای هستی شناسی از واضحات مباحث استاد فقید در این بحث است .

پی نوشت:
[1] ـ مجموعه آثار علامه حسيني (ره) - تحليل نمايشگاه دفتر در دارالشفاء - کد پژوهش :252 ـ کدجلسه : 2558

[2] ـ مجموعه آثار علامه حسيني (ره) - مباني نظري ارتباطات و مخابرات - کد پژوهش :357 ـ کدجلسه : 3231

[3] ـ مجموعه آثار علامه حسيني (ره) - مدل برنامه تحقيق - کد پژوهش :379 ـ کدجلسه : 3351

[4] عسکری سلیمانی امیری، دورنمایی از منطق،فرامنطق و فلسفه منطق،ص2

.[5] فلسفه های مضاف ، عبدالحسین خسروپناه ، تهران ، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 1385 ، ص 142

[6] لطف الله نبوی ، مبانی منطق جدید ، تهران ، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم اسلامی دانشگاهها(سمت) ، 1377 ، ص 3

[7] سوزان هاک ، فلسفه منطق ، ترجمه سید محمد علی حجتی ، قم ، طه ، 1382 ، ص 27

[8] فلسفه های مضاف ، عبدالحسین خسروپناه ، تهران ، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 1385 ، ص 148

[9] ـ مجموعه آثار علامه حسيني (ره) - معرفي دفتر به مسئولين و اساتيد دانشگاه كرمان - کد پژوهش: 247- کد جلسه: 2543

[10] ـ مجموعه آثار علامه حسيني (ره) - روش تنظيم برنامه تحقيقات كتابخانه اي - کد پژوهش: 410- کد جلسه:3572

[11] ـ مجموعه آثار علامه حسيني (ره) - زمينه دستيابي به فلسفه اصول روش تنظيم نظام (دوره اول) فلسفه ربط - کد پژوهش: 66- کد جلسه: 781

[12] ـ مجموعه آثار علامه حسيني (ره) - زمينه دستيابي به فلسفه اصول روش تنظيم نظام (دوره اول) فلسفه ربط - کد پژوهش: 66- کد جلسه: 732

 
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.