- آیتاللهبهجتحامل حقیقتولایت...
- چالشهاي تاريخي مديريت فرهنگي ...
- مقتضیات اسلامی سازی علوم انسانی
- فراخوان مشارکت در کنگره پیشگام...
- جهاد اقتصادي؛ فرهنگ اقتصاد و ا...
- جایگاه علوم انسانی در فرایند ت...
- فرایند اسلامی سازی علوم انسانی
- آوینی دنیای جدید را محصول «فلس...
- امکان تعریف خطوط قرمز برای حوز...
- پايداريبرنبوت پسازتصديق صد...
- ضرورتنگاهتمدنیبرایحلمسائل...
- پارادوکس سرمایه مداری و مردم مداری
|
|
|
| دوشنبه 03 اسفند 1388 ساعت 11:37 |
|
فرهنگ تحميلي جهاني غرب و گفتمان جهان شمول انقلاب اسلامي جهان غرب در فرايند جهاني سازي به دنبال آن است تا فرهنگ هاي ملي ساير جوامع را تحت تأثير خود قرار داده و در نهايت مباني ارزشي و فرهنگي خود را به جوامع تحميل كند. در اين راستا، نظريه پردازان و انديشمندان غربي با تعريف و ارائه تئوري ها و نظريات مختلف، شيوه زندگي غربي را به عنوان برترين شيوه ترويج مي دهند كه در پس آن سردمداران و حاكمان سياسي غرب، به دنبال آن هستند تا فرهنگ غرب را در سطح جامعه بين الملل فرهنگ سازي و جهاني سازي كنند. لذا در اين گزارش سعي شده تا با بررسي مباني نظري و عملي فرهنگ غرب ، ابتدا با فرايند جهاني سازي تبيين و سپس تأثيرات جهاني سازي را بر فرهنگ هاي ملي و فرهنگ ملي جمهوري اسلامي ايران مورد تحليل و كنكاش قرار دهد.
فرهنگ غربي؛ از نگاه دروني تا ماهيت بيروني ابتدا بايست آن بعد از مباني و تعاليم جهاني سازي را كه در شكل گيري و سازماندهي فرهنگ هاي ملي در سطح جهان تأثيرگذار است، تعريف و مورد بررسي قرار گيرد. در اين خصوص دكتر مهدي ناظمي،عضو هيأت علمي دانشگاه جامع امام حسين (ع) معتقد است: غرب پس از انقلاب صنعتي و رنسانس، تحولي در فرهنگ موجود خود ايجاد كرد و در اين راستا، صاحب نظران و انديشمندان غربي نهضتي را ايجاد كردند كه اين نهضت موجب شكل گيري تمدني شد كه آن را امروزه به عنوان تمدن غرب نام مي بريم. به طور كلي اين حركت فرهنگي غرب زماني ايجاد شد كه كشورهاي ديگر در ساير مناطق جهان، وضعيت فرهنگي و اجتماعي شان به گونه اي بود كه فاصله نسبتاً زيادي با زندگي انسان ها در غرب مشاهده مي كردند. لذا صاحب نظران و انديشمندان غربي با تبليغات وسيع، شيوه زندگي غربي را به عنوان بهترين و مناسب ترين شيوه در جوامع ديگر ترويج دادند. انديشمندان غربي با بررسي و مطالعات خود به اين نتيجه رسيدند كه بهترين شيوه زندگي انسان ها، شيوه زندگي غربي است. لذا در فكر گسترش و توسعه آن شدند تا از طريق نظريات، تئوري ها، آموزش و تبليغ آن را به ساير كشورها و جوامع ارائه دهند. دكتر ناظمي مي افزايد: مباني فرهنگ غرب را بايد يك بار از نگاه صاحب نظران و انديشمندان غربي كه بررسي شد و يك بار از نگاه رهبران و حاكمان سياسي مورد بررسي، تحليل و كنكاش قرار داد. نگاه رهبران سياسي غرب به فرهنگ و خصوصاً به بحث جهاني سازي فرهنگ غربي در راستاي تأمين منافع حكومت هاي خود و جامعه شان مي باشد؛ گرچه تأمين اين منافع به ضرر منافع ملي ساير كشورها باشد. يعني در حقيقت يك فاصله اي بين قول و عمل در فرهنگ غربي پيدا مي شود. در واقع «قول» همان نظريات و تئوري هاي صاحب نظران و انديشمندان غربي است كه از آزادي، استقلال و حقوق بشر دم مي زنند و «عمل»، رويكرد حاكمان و سردمداران نظام سياسي غربي است كه درست خلاف تئوري ها و نظريات انديشمندان خود عمل مي كنند، يعني آنها با استفاده از علم، دانش و بهره برداري از پوشش رنگين فرهنگ و انديشه غربي در راستاي تأمين منافع خود گام برمي دارند، به طوري كه با تجاوز به ديگران، آزادي، استقلال و حقوق بشر را پايمال مي كنند. براي مثال مي توان گفت حاكمان و سردمداران غرب با استفاده از دانش و فناوري هسته اي، تسليحات مخرب و ضد بشري توليد مي كنند تا از طريق آن بتوانند خواسته هاي خودشان را به ساير كشورها و جوامع تحميل كنند.
فرهنگ غربي و جهاني شدن غرب مدعي است كه ديدگاه ها، تئوري ها و نظريات آن به عنوان برترين شيوه براي اداره جامعه، سازمان ها و انسان ها، در حوزه هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي و...، قابليت جهاني شدن را دارد، به طوري كه به دنبال جهاني سازي ارزش ها، نظريه ها و تئوري هاي خود مي باشند و در اين راستا تلاش مي كنند تا مدل ها و الگوهاي خود را در تمامي حوزه ها به جوامع تحميل كنند. در ارتباط با بررسي و سنجش غرب در جهاني سازي الگوهاي فرهنگي و رفتاري خود، مدرس دانشگاه جامع امام حسين(ع) چنين اظهار مي دارد: امروزه دولت هاي غربي در تلاشند كه در حد وسيعي صاحب نظران و انديشمندان ساير كشورها را با فرهنگ، علم و دانش غربي رشد و توسعه بدهند، به طوري كه از طريق بورسيه هاي گسترده اي كه در اختيار تحصيلكرده ها و صاحبان استعداد كشورهاي جهان در حال توسعه و توسعه نيافته قرار مي دهند به دنبال آن هستند كه ديدگاه ها و نظريات خودشان را به ساير كشورها انتقال دهند و چه بسا افرادي كه از اين كشورها در مراكز عملي غرب مشغول تحصيل مي شوند، بخش وسيعي از آنها تحت تأثير اين تئوري ها و نظريات قرار مي گيرند، به طوري كه وقتي فارغ التحصيل مي شوند و به كشورهاي خود باز مي گردند و در كرسي هاي علمي و اجرايي قرار مي گيرند، همان ديدگاه ها و نظريات غربي را دنبال مي كنند. اين عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي در ادامه مي افزايد: به طور كلي غرب در پي آن است كه مباني نظري خودش را در حوزه فرهنگ، توليد علم و دانش و تمدن سازي به ساير كشورها و جوامع منتقل كند. بنابراين اگرچه از سوي غرب چنين ادعا مي شود كه دستاوردهاي علمي، دانش و تمدن آن، قابليت جهاني شدن را دارد ولي در مقابل وقتي بررسي و مطالعه مي شود، مي بينيم كه بخش عمده و وسيعي از اين ارزش ها و نظريات داراي ضعف ها و نقص هاي جدي است، به طوري كه صاحب نظران و انديشمندان غربي با توجه به مشكلات و چالش هاي جوامع خود بسياري از آنها را رد مي كنند.
جهاني سازي و گفتمان تقابلي انقلاب اسلامي از آنجا كه فرهنگ نقش دهنده و اساس تمامي وجوه رفتارهاي انساني چه در حوزه فردي و چه در حوزه اجتماعي مي باشد، در نتيجه عامل فرهنگ مي تواند تعاملات اجتماعي و فرهنگي را در تمامي سطوح جامعه بين المللي تحت شعاع خود قرار دهد، بطوريكه مي توان گفت تمدن و فرهنگي قابليت جهاني شدن و جهاني سازي را پيدا مي كند كه داراي ارزش ها، مباني و انديشه هاي جهان شمول و جامعي باشد. با توجه به اينكه تمدن ها ساخته و پرداخته فرهنگ ها مي باشند، اين سوال مطرح است كه آيا فرهنگ و تمدن غربي توانسته است فرهنگ اسلامي و گفتمان انقلاب اسلامي را در فرايند جهاني شدن و جهاني سازي به طور كامل استحاله و هضم نمايد. در پاسخ به اين سوال دكتر پروزمند كارشناس مسائل فرهنگي شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي گويد: انقلاب اسلامي ايران با تكيه بر گفتمان اسلامي و استفاده از ارزش ها، آرمان ها و پيام هاي اصيل اسلام توانسته در مقابل موج جهاني سازي مقاومت خوبي از خود نشان دهد، به طوري كه گفتمان اسلامي انقلاب تمام نظريه ها، تئوري ها و ارزش هاي حاكم بر فرهنگ و تمدن غربي را به يكباره زير سوال برده است، به اين معنا كه نظام جمهوري اسلامي با تكيه بر ارزش ها و آرمان هاي خود توانسته در حوزه جامعه بين الملل يك الگويي را ترسيم كند كه علاوه بر اينكه فرهنگ و تمدن غربي را طرد مي كند، قابليت جهاني شدن را هم دارد. و همچنين معتقد است: انقلاب اسلامي با باز مهندسي اجتماعي مبتني بر فرهنگ اسلامي و ملي در ايران، علاوه بر اينكه ساختارها و نهادهايي غربي را كه از دوران ستمشاهي در جامعه و فضاي اجتماعي ايران رسوخ كرده بود، حذف و هضم نمايد، بلكه توانسته در مقايسه با ساير كشورهاي اسلامي در مقابل هجمه فرهنگي غرب ايستادگي و مقابله نمايد، به طوري كه فرهنگ اسلامي انقلاب قابليت شموليت و جهاني شدن را پيدا كرده است، به گونه اي كه اين فرهنگ اسلامي، علاوه بر اينكه مولفه هاي موثر فرهنگ هاي ملي را نه تنها نفي نمي كند، بلكه مي پذيرد و مي تواند با گفتماني موثر در حل چالش هاي آنها، اين فرهنگ را تعميق داده و تقويت كند.به طور مثال در كشور خودمان ما شاهد فرهنگي اسلامي و ايراني هستيم. بنابراين فرهنگ اسلامي قابليت جهاني شدن را به اين معنا دارد كه مي تواند موجبات اصلاح و تكميل همه فرهنگ ها شود بدون آنكه نقاط قوت فرهنگ هاي ملي را هم حذف كند. اين كارشناس مسايل فرهنگي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در خصوص تأثير جهاني شدن بر فرهنگ اسلامي و ايراني جمهوري اسلامي ايران معتقد است: در حوزه تأثيرپذيري نظام اسلامي از فرهنگ جهاني سازي غربي، ابتدا بايد گفت فرهنگ اسلامي و ايراني توانسته با استفاده از شرايط جهاني از دانش ها و ساختارهاي غرب در جهت توليد علم و دانش گام برداشته و همچنين با مهندسي در حوزه فرهنگ ملي، خطرات و تأثيرات تهاجم فرهنگي غرب كه به صورت نامرئي و نامحسوس است را خنثي نمايد. به هر حال بايد توجه داشت كه اگر فرهنگ ملي كشور به شاخص هاي جهاني سازي غرب توجه نكند، به راحتي مي تواند مورد تاخت و تاز فرهنگ جهاني قرار گيرد، به طوري كه با توجه به عدم مرزهاي مشخص در فرايند جهاني سازي، تمامي سرمايه هاي فرهنگي در تعرض اين تهاجم فرهنگي قرار مي گيرند. به همين دليل بايد نخبگان ما در جامعه شاخص هاي از پيش تعريف شده اي را نسبت به ارتقاي فرهنگي و پاسداري از فرهنگ ملي - اسلامي داشته باشند و در اين راستا بايد تمام تحولات را رصد و شاخص هاي فرهنگ و تمدن غرب را مشخص و مورد توجه قرار دهند.
منبع : روزنامه صبح صادق |



