چهارشنبه  -  ۱۷. شهریور ۱۳۸۹  -     
مقالات و گفتارها مهندسی اجتماعی ريزش ها و رويش های انقلاب اسلامی"حجت الاسلام و المسلمین سيد محمدمهدی ميرباقری"

نظر شما


کد امنيتی
بازخواني عکس

PDF چاپ نامه الکترونیک
شنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۶

ريزش ها و رويش های انقلاب اسلامی
حجت الاسلام و المسلمین سيد محمدمهدی ميرباقری

مقدمه

هر انقلابی در مسير حرکت و تکامل خود با ريزش و رويش روبه رو است. ريزش ها و رويش ها را بايد از منظری تاريخی تحليل کرد و در همان بستر به واکاوی علل ريزش و رويش پرداخت. به عبارت ديگر، بايد مشخص کرد که در چه مرحله انقلاب، چه کسانی و به چه دليل، ريزش کرده اند و چه کسانی و به چه علت به انقلاب گرويده اند.

1ـ مبنای ريزش ها و رويش ها

رنسانس در غرب به تدریج به توليد مفاهیم پایة مادی و انسان مدارانه پرداخت و به سمت تشکيل تمدن مادی فراگیر و جهانی پيش رفت و در اين مسير و برای پيش برد پروژه جهانی شدن، مرزهای فرهنگی ساير تمدن ها و از جمله تمدن اسلامی و شيعی را مورد هجمه قرار داد.

انقلاب اسلامی حرکتی در برابر کلیت اين تمدن است که برای مقابله می بايست چند مرحله را پشت سر بگذارد: نخست، مرحله سياسی است که در آن عرصه، تمایلات عمومی متناسب با ایدههای انقلاب اسلامی بسط و شرح می-يابد. دوم، مرحله انقلاب فرهنگی است که عقلانیت اجتماعی توليد می شود و سازو کارهای علمی و عقلی برای رسیدن به آرمانها و ارزش ها پیریزی می گردد. سوم، انقلاب در صنعت و محصولات است که در مجموع، تمدن همه جانبه نوينی شکل میگیرد. انقلاب ما اکنون در مرحله دوم است؛ مرحله کنونی، مرحله عبور از عقلانیت غربی و ورود به عقلانيت دينی است. اگر انقلاب اسلامی بخواهد آرمانهای خود را در مقیاس ملی، منطقه های و جهانی بسط دهد و به یک راه جدید در مقابل راه برآمده از رنسانس تبدیل شود، بايد عقلانیت جدید اسلامی توليد و از عقلانیت سکولار که سدی در مقابل سير تکاملی انقلاب اسلامی است، گذر کند.

به طور طبيعی، انقلاب اسلامی در این مرحله و در مراحل قبل و بعد، با ریزش هایی روبه روست؛ زيرا در هر دوره، کسانی که نمیتوانند با آرمان ها و برنامه های انقلاب اسلامی هم گام شوند به تدريج، ريزش می کنند و راه ديگری می-پيمايند. به عنوان نمونه، آنها که نمی خواهند از عقلانیت مدرن عبور کنند، با تکیه بر اين عقلانیت به نفی اصل انقلاب می پردازند؛ آنها راه وصول به سعادت و عدالت اجتماعی را همین عقلانیت مدرن می دانند و می پندارند که انقلاب اسلامی به بي راهه می رود! در واقع، آنها آرمانهای انقلاب و مقولاتی چون عدالت، امنیت و رفاه بشر را بر اساس همین عقلانیت مدرن، درک و تحلیل میکنند و عبور از آن را به معنای عبور از آرمانهای انقلاب و ناکارآمد و متحجرانه میپندارند؛ از اين رو، در مقابل این مرحله از حرکت متعالی انقلاب اسلامی مقاومت می کنند و در نهايت، صف خود را از صف انقلابیون جدا می سازند. بر اين اساس، ريزش ها، به ناهم راهی عدهای با مرحله ای از مراحل تکاملی انقلاب اسلامی تحليل می شود.

از سوی ديگر در هر مرحله، رویشی هم پديدار می شود؛ زيرا هنگامی که عقلانيت دينی کاربردی و سازوکار حرکت اجتماعی الهی در دنیای جديد، طراحی می شود، قشر وسیعی از نخبگان و روشن فکران و يا مستضعفان و مظلومان در دنیای اسلام و در مقیاس جامعه جهانی، مجذوب انقلاب اسلامی می شوند و به اين سو می آيند.

2ـ ريزش و رويش در مراحل مختلف

اين ريزش و رويش، در همه مراحل تاريخی انقلاب اسلامی وجود داشته و خواهد داشت. انقلاب اسلامی از آغاز در پی بسط خلافت الهیه بود. در قدم اول، به مبارزه با زیادهخواهی قدرت ها پرداخت و به مبارزه با نظام سلطنتی به عنوان یک ساختار عدل گریز و دین ستيز مبدل شد و در نهايت، به یک ایده اثباتی به نام «حکومت اسلامی» رسيد. در هر یک از این مراحل، با دقیق تر شدن و تبیین بيش تر آرمانهای اسلامی، عده ای که برخی از ایدههای نظری و عملی خود را حذف شده می ديدند از انقلاب جدا شدند! به عنوان مثال، هنگامی که مبارزه به مرحله درگیری با اصل نظام سلطنت منتهی شد، گروههایی که سلطنت مشروطه يا مشروعه و يا دموکراتیزه شده را میخواستند، از قطار انقلاب پياده شدند؛ چون گمان کردند که این انقلاب از آرمانهای صحيح خود فاصله گرفته است! یا در آن جا که امام انقلاب بر «جمهوری اسلامی» تأکید کرد؛ برخی که به دنبال تحقق جمهوری سوسیالیستی و يا جمهوری با قيدهای ديگر بودند اين جهتگیری را متناسب با آرمان ها خود نديدند و ريزش کردند؛ مبارزات مارکسیستی بر علیه انقلاب اسلامی عمدتاً از همین مرحله شروع شد.

هنگامی که قانون اساسی تدوین شد نيز ريزش بر همين منوال بود. هواداران حکومت دموکراتیک و دين حداقلی وقتی مشاهده کردند که اسلام و ولايت فقيه به یک نظام حقوقی کلان در جامعه تبدیل میشود از انقلاب فاصله گرفتند.

از مرحلهای که انقلاب اسلامی وارد مبارزه جهانی شد نيز طيفی که به یک رفرم يا انقلاب در مقیاس ملی می-انديشيدند، فرياد بر  آوردند که ضرورتی ندارد ما هزینه یک انقلاب جهانی را بپردازیم؛ باید در حد حلّ و فصل مسائل ملی و عمران و آبادانی کشور خود تلاش کنيم. بنابراين، حاضر نشدند در بسط فرهنگی اسلام و انقلاب اسلامی در مقیاس جهانی و مبارزه با نظام استکباری حاکم بر جهان هم کاری کنند. به عبارت ديگر، وقتی انقلاب اسلامی برای دفاع از اسلامیت نظام، تا مرز درگیری نظامی با استکبار ايستاد حتی عدهای از طرفداران انقلاب اسلامی هم وقتی هزینه اين حرکت را مشاهده کردند جدا شدند؛ بدون آن که محصولات اين حرکت را هم محاسبه کنند.

در کنار همه ريزش هايی که در مراحل تکاملی انقلاب اسلامی روی می دهد، رويش هایی نيز به وقوع پيوسته است که از آن جمله می توان به هويت يابی افتخارآميز شيعيان در جهان و رشد تشيع در جهان اسلام و ساير کشورها، توجه و گرايش به اسلام انقلابی و حتی تمايل بسياری از کشورهای انقلابی به اسلام اشاره کرد. حداقل اين که انقلاب  های مادی و مارکسيستی به تاريخ پيوست و با طی هر مرحله از انقلاب، جمهوری اسلامی هواداران زیادی در جهان يافت.

3ـ ريزش های انتخابات نهم و دهم

برنامهریزی در دوره «بازسازی» و «اصلاحات» با هدف جمع تجدد و انقلاب اسلامی بود؛ اما در ادامه، به مشکلی بزرگ منتهی شد؛ طیفی از روشن فکران مدعی دیانت احساس کردند که امکان اجتماع سازوکارهای مدرن زندگی بشر و چارچوبههای تعریف شده برای انقلاب اسلامی وجود ندارد و لذا به فکر عبور از خطوط انقلاب اسلامی به نفع سازوکارهای مدرن افتادند. آنها می خواستند که تلقی دینی مردم را تغییر دهند. به اين ترتيب، موج اصلاحات و بازسازی، بخشی از جامعه روشن فکری را از سطح طرف داران قانون اساسی و ادامه انقلاب اسلامی جدا کرد و در انتخابات نهم رياست جمهوری در مقابل انديشه انقلاب قرار داد. اما مردم در انتخابات نهم و دهم، نه به ادبیات کسانی که معتقد به عبور از انقلاب اسلامی و قانون اساسی بودند رأی دادند و نه به ادبیات کسانی که آرمانهای انقلاب اسلامی را در چهار چوب مدرنیزاسیون تحليل میکردند؛ بلکه به گفتمان اصیل انقلاب اسلامی رأی دادند و این گفتمان وارد حوزه تفکر اجتماعی شد، و تلاش کرد که سازوکارهای جديدی مطرح کند. و از آن جا که به طور طبيعی، این ساز و کارها با عبور از عقلانیت مدرن قابل تحقق است؛ لذا چالش بین برنامه ریزی برای رسیدن به آرمانهای ادبیات اسلامی با ادبیات علمی مدرن آشکار شد.

البته انديشه اصول گرايی با عقلانیت سکولار و عقلانیت مدرن غربی مبارزه می کند نه با مطلق عقلانيت. انقلاب اسلامی برای رسیدن به آرمانهای خويش به دنبال ایجاد یک عقلانیت دیگر است. نقطه اصلی چالش در فضای کنونی، چالش بین آرمانهای انقلاب و پیگیری آن آرمانها با عقلانیت سکولار است، لذا مخالفان جریان اصول گرایی و مخالفان ادبیات امام (ره) و انقلاب، دولت را با تکیه بر عقلانیت مدرن تخطئه میکنند و رفتار دولت را غیرعقلانی، غیرکارشناسانه و غیرعلمی میدانند! در حالی که این رفتار، بدون محاسبه و کارشناسی نیست منتها با کارشناسی مدرن فاصله دارد و می خواهد به بنیادهای ديگری تکيه  کند. هر چند جبهه انقلاب اسلامی متأسفانه تاکنون نتوانسته است يک عقلانيت تامه تا سطح برنامه های اجرايی به وجود آورد.

ریزشی که در اين مرحله اتفاق افتاد در جبهه کسانی بود که به ساز و کارهای عقلانی مدرن تعلق دارند و با تکیه بر آن در صدد تغییر آرمانهای انقلاب اسلامی هستند تا در نهایت نوعی براندازی نرم را رقم بزنند.

از انتخابات نهم تاکنون و به ويژه در فتنه بعد از انتخابات دهم، پالایشی در درون انقلاب اسلامی در حال رخ دادن است. البته باید تمام توان ها به کار گرفته شود که ریزش های انقلاب اسلامی حتی المقدور کم تر شود و رویشها افزایش يابد و هزینه عبور از این مرحله برای انقلاب اسلامی هزینه قابل قبولی باشد. اما اين بدان معنا نیست که این هزينه ها، بر علیه انقلاب اسلامی است؛ بلکه لازمه عبور از اين مرحله به شمار می رود. ممکن است برخی تلقی کنند که با این حوادث، انقلاب اسلامی تضعیف میشود، ولی به نظر می رسد با پالايش، تهذيب و شدت خلوصی که در درون انقلاب اسلامی به وجود میآید، ناخالصیهای انقلاب اسلامی حذف شده، و از اين رو، سبک بال تر و شکوفاتر از گذشته به پیش خواهد رفت و سرانجام به نهادينه شدن ساختار نظام ولایت اجتماعی خواهد انجاميد.

به عبارت بهتر، همان گونه که اگر انقلاب اسلامی درگیری با کفر را به بیرون از مرزهای خود نبرد و در داخل مرزهای فرهنگی و عقیدتی دنیای استکبار نجنگد، نمیتواند تداوم يابد، اگر در درون نيز خلوص نيابد و بخواهد به لوازم ناخالصیها ملتزم باشد با خطر «انحلال» مواجه خواهد شد.

 
feed-image RSS مطالب