شنبه, 15 بهمن 1390  -  Sat, 4 Feb 2012
صفحه نخست مقالات و گفتارها انقلاب و مدرنیته انقلاب اسلامي و سکولاريسم : دکتر سعيد زاهد
سایت رهبر معظم انقلاب
  PDF چاپ نامه الکترونیک
  1. انقلاب اسلامي و سکولاريسم

    دکتر سعيد زاهد

 

با فعال تر شدن دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي، به خاطر حوادث تاسف بار بعد از انتخابات دهمين رياست جمهوري ايران و ضرورت افزايش بصيرت در تحليل وقايع روز، يکي از مسائل مهم، شناسايي دوستان و دشمنان انقلاب است. شناختن دوست و دشمن ما را قادر مي سازد تا در راستاي منافع دين و ملک و ملت بهتر موضع گيري کنيم و خداي نخواسته بعد از گذشت زمان، از نتيجه موضع گيري خود ابراز تاسف نکنيم.

 

با فعال تر شدن دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي، به خاطر حوادث تاسف بار بعد از انتخابات دهمين رياست جمهوري ايران و ضرورت افزايش بصيرت در تحليل وقايع روز، يکي از مسائل مهم، شناسايي دوستان و دشمنان انقلاب است.  شناختن دوست و دشمن ما را قادر مي سازد تا در راستاي منافع دين و ملک و ملت بهتر موضع گيري کنيم و خداي نخواسته بعد از گذشت زمان، از نتيجه موضع گيري خود ابراز تاسف نکنيم.
اساسا انقلاب اسلامي در شرايطي به وجود آمد که سکولاريزم عرصه جهان را تسخير کرده بود و دين را به عنوان افيون ملت ها و يا موجب رواج تقديرگرايي و کشنده انگيزه پيشرفت و تمدن معرفي مي کرد.   انقلاب اسلامي اين گزاره را در هم شکست و افسانه ناکارآمدي دين در بسيج توده ها و منابع دنيايي براي اداره بهتر امور را باطل کرد.  بعد از گذشت سي سال از وقوع انقلاب اسلامي، با همه کارشکني ها و توطئه ها، حيات سرافراز ايران و ايرانيان، مشارکت85  درصدي ملت غيور ايران در انتخابات، گسترش موج انقلاب در جهان اسلام  و زمين گير شدن استکبار جهاني در تهاجم هاي ناحق خود در فلسطين اشغالي، عراق و افغانستان، حکايت از کارآمدي دين مبين اسلام در اداره امور دنيايي دارد و اميد بخش حاکميت مستضعفين بر پهنه زمين است.
در اين مقاله مي خواهيم ببينيم يکي از دشمنان اين انقلاب، يعني سکولاريزم، چيست؟ و چگونه به وجود آمد؟ و چه موضعي در مقابل انقلاب اسلامي دارد.  براي پاسخ به اين سوال ها لازم است به قرون وسطاي اروپا مراجعه کنيم.  ملت اروپا بعد از مشاهده مظالم کليسا در قرون وسطا بر آن شوريدند. اين شورش بدان علت بود که ارباب آن روز دين مسيحيت، با کسب مشروعيت بر اساس انگيزه دين خواهي مردم آن ديار، به ستيز با عقل و منطق پرداخته بودند و به قلع و قمع انديشمندان آزاد از خرافه ها، مشغول بودند.  کشيش ها که دانش را در انحصار خود مي دانستند و با اتکاء به تفاسير خرافي خويش از واقعيت غيب (يعني خدا و پيغمبر و آخرت) به ديگران اجازه تفکر نمي دادند، عرصه را بر انديشمندان واقعيت مشهود (يعني موضوعات ملموس و قابل مشاهده) تنگ کردند.  از آن طرف انديشمنداني که هيچ حجت بالغه اي براي تميز درست از غلط انديشه ها ديني در آنان نمي ديدند، فکر در مورد واقعيت غيب را کنار گذاشتند و رفته رفته به انديشه پيرامون واقعيت مشهود پرداختند.  برخي هم که به واقعيت غيب اعتقاد داشتند دخالت آن در واقعيت مشهود و زندگي روزمره را ناديده گرفتند.
  اين روند دنياگرايي در انديشه، خرد ابزاري را اعتبار بخشيد و جداکردن تفکر پيرامون واقعيت غيب از دانش روز را ارزش بخشيد. دخالت ندادن انديشه هاي در مورد واقعيت غيب، و در يک کلمه دين، در تفحصات در باره واقعيت مشهود، عنوان سکولاريزم به خود گرفت و در آن جامعه، به صورت ارزشي گران قدر تجلي کرد.

اين حرکت که از رنسانس در اروپا شروع شد با وقوع انقلاب صنعتي و فراهم آمدن عصر روشنگري در اروپا تمدني را بنا نهاد که امروز به آن مدرنيته مي گوئيم. مدرنيته تمدن سکولار است که اعتبار انديشه را به شواهد عيني و وقوع آن منحصر مي کند.  اين جريان وقتي در حدود150  سال قبل به جوامع اسلامي وارد شد، سه عکس العمل در ميان مسلمان به وجود آورد.  گروهي با مشاهده زرق و برق تمدن مدرن، خود باخته شدند و تنها راه رسيدن به اين سعادت را کنار گذاشتن دين و تفکر پيرامون واقعيت غيب دانستند.  نسخه آنان از فرق سر تا نوک پا فرنگي شدن بود.  گروه ديگري در مقابل اين دسته موضع گرفتند و دانش ديني خود را براي سعادت دنيا و اقبا کافي دانستند. آنان در مقابل همه دست آورد هاي تمدن مدرن موضع منفي گرفتند.  اين دسته را مي توان متحجرين ناميد.  دسته سوم کساني بودند که با ديدن پيشرفت هاي مادي غرب به فکر عقب افتادگي خويش افتادند. اين سوال درذهن آنان پيش آمد که ما که با در اختيار داشتن قرآن کريم، دسترسي به دانش الهي داريم، چرا از آنان در اداره دنيا عقب افتاده ايم؟  کساني مانند سيد جمال الدين اسد آبادي با غور در تمدن غرب و کسب دانش هاي ديني متوجه شدند که طبيعت گرايي غربي ها، رشد يک جانبه اي را براي آنان رقم زده است که در جوامع اسلامي، اگر با تفکر پيرامون واقعيت غيب مستند به قرآن کريم و سيره معصومين، همراه شود، کاملتر و پيشرفته تر خواهد بود.  در بين مسلمانان تفکر پيرامون واقعيت غيب و تميز درست از غلط اين انديشه ها، با اتکاء به قرآن کريم و سيره معصومين (ع)، ملاک بي بديلي در اختيار داشته و دارد.
سيد جمال معتقد بود که اگر ما با اتکاء به دانش ديني خود طبيعت را که در واقع کتاب ديگر خداوند تبارک و تعالي در کنار قرآن کريم است، بخوانيم، به اسرار آن زودتر و کاملتر پي خواهيم برد و از غربي ها پيشرفته تر خواهيم شد.  اين حرکت اسلام خواهي در راستاي ساختن تمدن جديد، در بين روشنفکران ديني شوري ايجاد کرد که در مصر امثال سيد قطب را ساخت و در ايران موجب موج هاي اجتماعي بزرگي نظير انقلاب مشروطه شد.  سرانجام با افت و
 خيزهايي، انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره) اين نحله از متفکرين اسلامي را، با از خود گذشتگي و کمک بي دريغ ملت ايران، پيروز کرد.  ملت ايران بي مضايقه همه امکانات و هستي خود را در راستاي تمدن سازي جديد بسيج نمود.

در اين ميان عده اي از مسلمانان همراه با انقلاب، معتقد بودند که با استفاده از فرهنگ سکولار، همراه با استفاده از موازين اخلاقي دين، مي توان تمدن جديد اسلامي را ساخت.  استدلال آنان اين بود که خداوند تبارک و تعالي جهان را آفريده و انسان را خليفه خود بر زمين قرار داده است. او از اين انسان خواسته تا اسرار جهان را کشف کند و به اداره آن بپردازد. به خيال آنان اگر انسان قواعد طبيعت را کشف کند و به آنچه در مي يابد درست رفتار کند، در دنيا و آخرت رستگار خواهد شد و اگر مطابق يافته هاي خود از فرمول هاي دنيايي عمل نکند، دوزخي خواهد بود.
گروه ديگري از معتقدين به انقلاب و در راس آنان حضرت امام خميني (ره)، بر اين عقيده بوده و هستند که خداوند تبارک و تعالي پس از خلق جهان آن را رها نکرده و دائم به آن فيض مي رساند.  آنان معتقدند که اگر انسان زنده است به روح الهي زنده است و اگر قدرتي در هر چيز است به خواست و وجود خداوند تبارک و تعالي است.  به همين مناسبت است که مسلمانان به لقمه حلال و طاهر
مي انديشند و در همه اعمال خود برکت از خدا مي طلبند.  به انشاالله و ماشاالله معتقدند و هميشه به ياد او هستند و بر او توکل مي کنند.  در نماز هاي روزانه خود از او طلب هدايت مي کنند و از او ياري مي جويند.  آنان با استناد به بحث امامت، معتقدند که خداوند در اداره امور دنيا در هر لحظه دخالت دارد و دائم در حال مديريت آن است.  ولي اوست که به مدد او و با استناد به دستورات او جهان را اداره مي کند.  در غيبت آن ولي، نايب عام او وظيفه دارد که اقامه حکومت کند.  به همين مناسبت قانون اساسي ايران با اين روح و با محوريت اصل ولايت فقيه تنظيم شد و به تصويب اکثريت قاطع ملت ايران رسيد.  اين انديشه درمقابل انديشه سکولار، که وجهي از آن، خواهان جمهوري دمکراتيک بود، ايستاد و جمهوري اسلامي را بنيان نهاد. امروز متاسفانه شاهد آن هستيم که انديشه هاي سکولار به گونه اي به پا خاسته و در مقابل دست آورد هاي انقلاب اسلامي و با شعار جمهوري ايراني ايستاده است. غافل از اين که ملت ايران با خداي خود عهدي بسته که تا پاي جان بر آن عهد خواهد ايستاد.
 به نقل از سايت الف
 

 
 
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.