چهارشنبه  -  ۱۷. شهریور ۱۳۸۹  -     
اخبار اخبار ساختار تهیه نقشه معیوب است

نظر شما


کد امنيتی
بازخواني عکس

PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۳۹


آسیب شناسی طراحی نقشه مهندسی فرهنگی
در گفتگو با حجت الاسلام عبدالعلی رضایی مسئول گروه تخصصی پیوست فرهنگی :
ساختار تهیه نقشه معیوب است000069

در واقع ساختاری که باید نقشه مهندسی فرهنگی را تولید کند، ساختار معیوبی است و دارای ضعف‌هایی است. به عبارتی برای این کار مهم توانمند نیست. شورای عالی انقلاب فرهنگی این موضوع را به شورای تخصصی سپرده است که بعد از فرمان مقام معظم رهبری تشکیل شد اما کارها بعضاً با اذن شورای عالی انجام می‌شد و در بعضی از موضوعات هم اختیار تام نداشت.

 

آدم‌های مختلفی مسئول تهیه نقشه مهندسی فرهنگی شده‌اند که توانایی این کار را ندارند و اگر بخواهم اسم بیاورم به پای بنده تمام می‌شود و با توجه به اینکه کشور ما سیاسی است و درباره نقاط قوت راحت می‌توانیم صحبت کنیم ولی درباره نقاط ضعف، بحث کاملا سیاسی می‌شود، اسم نمی‌آورم.

برخی از موانع مربوط به ظرفیت نظام است که این ظرفیت و تفاهم بر این مسئله بین کارشناسان اصلی کار وجود نداشت، لذا نتیجه‌گیری به وجود نمی‌آمد.

هم در فهم موضوع و هم در تنوع نگاه مشکل داشتیم زیرا مسئولان قصد داشتند مهندسی فرهنگی را به عنوان یک امر نوظهور اما در قالب فعالیت‌های گذشته مطرح کنند؛ یعنی اگر پیش از این برنامه فرهنگی داشتند، با کمی تغییر نقشه‌ای را هم دست‌و‌پا کنند!

البته ایراد از جای دیگری است، ما در حوزه فرهنگ و آن هم در مقیاس کلان و تولید نقشه و امر مهندسی، نیروی متخصص نداریم.

در واقع ساختاری که باید نقشه مهندسی فرهنگی را تولید کند، ساختار معیوبی است و دارای ضعف‌هایی است. به عبارتی برای این کار مهم توانمند نیست. شورای عالی انقلاب فرهنگی این موضوع را به شورای تخصصی سپرده است که بعد از فرمان مقام معظم رهبری تشکیل شد اما کارها بعضاً با اذن شورای عالی انجام می‌شد و در بعضی از موضوعات هم اختیار تام نداشت. از سوی دیگر پس از طرح موضوع مهندسی فرهنگی فقط این موضوع نبود که باید پیگیری می شد، بلکه بحث «مهندسی فرهنگ، مهندسی فرهنگی و مدیریت فرهنگی» هم مطرح شد؛ یعنی سه مقوله بود که احتیاج داشت به طراحی آن هم با توجه به اینکه سابقه چندانی از این موضوع و مساله جدید در دست نیست. در گذشته تنها به مقولاتی همچون سیاست‌گذاری فرهنگی و برنامه‌ریزی فرهنگی توجه شده بود حال آنکه مقوله مهندسی فرهنگی از سنخ «طراحی» است یعنی علم طراحی که برابر مهندسی می‌گیریم و وظیفه آن این است که فرهنگ را مجدداً طراحی و یا «بازطراحی» کند.

با همه این مشکلات زیربنایی، تهیه نقشه به گروه‌های مختلفی سپرده شد و آنها هم براساس یافته‌های خود عمل کردند که عملاً نتیجه‌ای نداشت. بیشتر البته حوزویانی بودند که در فضای دانشگاه حضور داشتند مثل برخی اعضای پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی یا مجموعه دیگری مانند کمیسیون فرهنگی دبیرخانه شورای عالی که دبیر آن دکتر فانی بود.

بعد از جلسات مختلف و ارائه طرح‌ها و نظرات متنوع، معتقدم مشکل اساسی عدم برداشت واحد و هماهنگ از مفهوم نقشه مهندسی فرهنگی است که باعث شده در طول این 8 سال به نتیجه‌ای نرسیم.

علاوه بر اینها، یکی از مشکلات ساختاری حاکم بر شورای عالی انقلاب فرهنگی، افرادی است که می‌خواهند در مسایل فرهنگی اظهار نظر و تحقیق و تفحص کنند؛ این افراد یا در حوزه فرهنگ تخصصی ندارند و یا چند شغله هستند لذا کار کارشناسی در آن سطح صورت نمی‌گیرد.

این را هم اضافه کنم که مهندسی فرهنگی طراحی تمامی متغیرهای اصلی و فرعی فرهنگ است که وقتی در نسبت خاصی قرار می‌گیرند، چارچوب و دایره و گستره فرهنگ ما را به صورت کاملا نظام‌مند مشخص می‌کنند؛ یعنی یک فرهنگ نظام‌مند مرتبط که نسبت بین اجزایش معین است.

برای همین مادامی که بدون مهندسی فرهنگی به حیات خود ادامه دهیم، نسبت‌های بریده داریم و معلوم نمی‌شود در رسیدن به هدف، سهم کدام متغیر بیشتر و سهم کدام‌یک کمتر است؛ نتیجه این می شود که یا موازی‌کاری می‌کنیم یا کم‌کاری.

 
feed-image RSS مطالب